کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
فرخی شاعر مبارز و لب دوخته یزدی

فرخی یزدی یکی از شاعران و ادیبان در عرضه فرهنگ و ادب یزد بود و او دارای ایمان سرشار بود و غیر از عشق به مردم و مهین که در اعتقادات پاک مذهبیش ریشه داشت به هیچ چیز تفکر و اندیشه نمی کرد و اگر هم حرفی می زد غیر از حق چیزی دیگر نمی گفت  و چیزی جز راستی نمی نوشت و او شیر مردی بود از دیار کویری یزد که بیرق عدالت خواهی و آزادی خواهی را بردوش گرفت و تا مرکز جهت پیوستن به رود خروشان مبارزات ملی و اجتماعی و سیاسی مردم  علیه ستمگران حمل کرد و در آنجا فضای سیاسی بازتر و مبارزات سنجیده تر بود و نشریات پر رونق و با کیفیت خوبی بود و او در نوجوانی دارای اندیشه پاک بود و او سری پر شور داشت و  با حکماء درمی افتاد و دوخته شدن لبهای حق گوی او نشان از عزم پایدار اش بود و زمانی که یزد را برای پیشبرد آرمانش کوچک و محدود دید به پایتخت رفت  و با افکارش  به روشنگری مردم که با ارتباط با نشریات، در مطبوعات تهران با اشعار آتشین مقالاتی در ستایش از آزادی و آزادی خواهی و انقلاب و مبارزه انتشار می داد. که به دل مردم می نشست و او را در ردیف نویسندگان پیشرو و پیشقدم علیه ظلم و ستم قرار میدادند و بعدا با کمک دوستانش امتیاز نشریه طوفان را گرفت.

 


نویسنده: سید ناصر میربلوکی

نخست مبارزاتش از مدرسه مرسلین که توسط انگلیسها اداره می شد شروع گردید و او فرد کارگر باسوادی بود که با گروههای مشروطه طلب یزد همکاری می کرد و از همان زمان با سرودن اشعار در انتقاد از استبداد و توصیف آزادی برای خود در میان مستبدان و حکماء یزد دشمنانی تراشید و هر چند گاهی در مجامع شعر و اشعاری درباره آزادی میسرود.

ادوار زندگانی فرخی یزدی

 محمد فرحی  فرزند محمد ابراهیم سمسار یزدی  که از خانواده دهقانیزاده ای بود و به شهر آمده بودند و در سال 1268 شمسی در یزد متولد شد و در همان کودکی با رنج و ستم آشنا شد و در سنین نوجوانی دروس قدیم فارسی و اندکی هم مقدمات عربی را فراگرفت و در مدرسه مرسلین در حال تحصیل بود که با سرودن اشعاری که در آن مردم یزد را نکوهش کرده که فرزندان خود را به آن مدرسه فرستاده تا دین و فرهنگشان را بر باد دهند که اولیاء مدرسه  از آن خوششان نیامد و فرخی که حدودا پانزده سال داشت از مدرسه اخراج کردند و پس از رهایی اجباری از تحصیل ناچار شده که باز به کارگری بپرازد تا اندوخته ای فراهم کند تا معاش خود و خانواده اش را تامین کند و در همه ابتداء او به جمعیت قانون پیوست و با دیگر مبارزان بر علیه ستم و جور اقدام و اشعار او در همان آغاز در خدمت اهداف متعالی و انسانی قرار داشت و با اینکه درسن جوانی بود با استعداد و قریحه ای که داشت اشعار محکم می سرود و بین مردم توزیع می کرد و اولین اثرش فتح نامه بود که در مدح و رشادتهای حاکم بختیاری که با نبرد با راهزنان پیروز شده بود سرود و مورد لطف بختیاریها قرار گرفت و به او از سوی حکام بختیاری لقب تاج الشعراء دادند و موقعی که محیط را محدود دید برای پیوستن به صف مبارزان راهی تهران شد و در همان ابتدا با نشریات همکاری می کرد و مقاله می نوشت و شعر میسرودتا اینکه در سال 1300 شمسی امتیاز نشریه طوفان را گرفت و بدون هیچ ترسی به نشر آثار و افکار و آرمانهای والای خود پرداخت و نشریه در طول دوران حیاتش چون طوفان خواب خوش و زندگی آرام و بی درد و سر مفت خواران و ستمگران را در هم ریخت که در مدت انتشارش بیش از 15 بار توقیف گردید که در مدت توقیف با امتیاز نشریات دیگر از قبیل قیام، ستاره شرق، پیکار، ایران آزاد و... به نشر افکار و آرمانهایش ادامه می داد و برجسته ترین اقدام ش انتشار سرمقاله اجتماعی و انتقادی درباره مسایل روز بود و در کنار آن فراخور مطلب رباعی بسیار شیوایی که سیکل خاص خودش بود منتشر کرد.

در سال 1307 بعنوان نماینده هفتمین دوره مجلس شورای ملی از طرف مردم یزد به مجلس راه یافت تا از این طریق بتوانند حقوق مردم را صیانت نمائید و مصونیتی که نمایندگی برای او فراهم کرد او بسیار بیش از آن و بی پروا به صف مبارزات علیه ظلم و ستم رهنمون گردید و چنا ن عرضه را برای حکومتیان تنگ کرد که در ابتداء به فکر فریب او برآیند ولی چون کاری از پیش نبردند به فشار متوسل گردیدند و حتی نمایندگان خود فروخته را وادار کردن که در مجلس او را به باد کتک بگیرند و بعد از چاپ اعلامیه ملیون قبل از اینکه دستگیر شود به شوروی رفت و در آن سرزمین موقعی که ظلم و ستم را دید به انتقاد پرداخت که باعث شد به آلمان برود و در آنجا هم دست از مبارزه برنداشت و به چاپ نشریات نهضت و پیکار پرداخت که خشم دوباره دولت ایران را بر انگیخت که با فشار دولت ایرا ن او را از آنجا اخراج کردند و در به در اروپا گردید و بعد با حیله و نیرنگ او را به ایران کشاند و چندگاهی زیر نظرش داشتند تا اینکه صبر و حوصله حکومت تمام شد زیرا فرخی را رام نشدنی دیدند با ترفند جدیدی او روانه زندان نمودند و او که همواره زندگی را جهاد در راه خدا عقیده  می دانست که محیط زندان هم میدان مبارزه ای بود و محلی است که میتوان بی پروا شعر سرود سخن گفت و از پشت میله ها فریادهای داد خواهی خود را به گونه  ای به گوش سردمداران و زندانبان برساند تا آنها به گوش دولت مردان برساند و با این وجود موقعی که فرخی را رام نشدنی دیدند و او را مزاحم امنیت ستمگران و زور مداران و بیگانگان تشخیص دادند و می بایست او را از پیش رویشان بردارند و این کار را به دمنش ترین آدم شهربانی محول کردند که شبانه به همراه چند تن دیگر بر بالین این ادیب و سخنور آزاده در حمام مخروبه زندان با تزریق سرنگ هوا در 25مهر 1318 به زندگانی سراسر افتخار فرخی پایان دادند.

 

 

سیر مبارزات در طول زندگی

فرخی روزنامه نگاری بود که به تبلیغ اصول آزادی و مشروطیت می پرداخت و به اندیشه ها و عقاید چپ گرائید و علیه ستمگران مبارزه می کرد و سرانجام جانش را در راه آنچه که خود دفاع ازحقوق طبقه کارگر می دانست باخت و خطوط کلی زندگی او که شاعر نسل مشروطه بود که در این خطوط زاویه ها ی است که جلوه های مختلف روح شاعر بشمار می رفت به این لحاظ زندگی  روزمره فرخی ساده نبود بلکه عبور راهی بود آمیخته با شک و یقین و دارای شجاعت تزلزل ناپذیری و ایمان قوی بود و درآغاز جوانی که حدود و قدرت دولت مشروطه از پایتخت فراتر نمی رفت او که شیفته تعالیم اجتماعی مشروطه بود شعری خطاب به حاکم یزد ساخت و او را به رها کردن از خوی ضحاکی تشویق کرد و این سخن آنقدر آموزگارانه و بی پروا بود که حکمران در پاسخ دستور داد که دهانش را با نخ و سوزن بدوزند که او شاعر دهان دوخته لقب گرفت ولی هیچ وقت دهانش را نبست و در سالهای بعد با صراحت و جدیت  بیشتری نوشت و سرود و حکمران او را از بند آزاد کرد و بعد او به پایتخت عزیمت نمود و اندکی در محیط آزاد و در عین حال آشفته دوران مشروطیت به روزنامه نکاری پرداخت لذا شروع بکار روزنامه طوفان او همراه با شکل گیری حکومت خود کامه  سردار سپه که در طی چند سال بنیادهای مشروطیت را بی اثر و نابود کرده بود شد و همه افراد آزاد بودند از مجلس، دولت و شخص شاه انتقاد کنند و حتی مورد توهین قرار دهند اما هر انتقاد آشکاری از سردار سپه و تشکیلات نظامی با عکس العمل تند روبرو می شدند و در سال 1300 در پی انتشاراعلامیه حکومت نظامی و تهدید روزنامه نگاران فرخی نخستین روزنامه نگاری بود که در سفارت شوروی متحصن شد و این را به دولت یادآوری کرد که علاوه بر نیروهای وابسته به انگلیس جناح دیگری شکل گرفته است و با این تحصن جمعی دیگر به او ملحق شدند که به خیر و خوشی تحصن پایان یافت و سردارسپه به شورویها که در حکومت نظامی روزنامه نگاران در امنیت زندگی خواهند کرد و با همین وعده فرخی و دوستانش ترک تحصن کردند و بکار روزنامه نگاری و سرودن اشعار سیاسی بازگشت و هر چند گاهی روزنامه طوفان توقیف می شد و او از امتیاز روزنامه های دیگر استفاده می کرد و به مبارزاتش ادامه می داد. 

بررسی آثار فرخی یزدی

اولین اثری که فرخی انتشار یافت فتح نامه بود که در مورد یکی از سرداران نکونام بختیاری عصر مشروطه در یزد بود و در موقعی که راهزنی و ناامنی در راهها یزد بود با قدرت به سرکوبی راهزنان پرداخت و باعث خوشحالی مردم مخصوصا بازرگانان در یزد شد به حدی که سبب گردید مدرسه ای بنام تشکر به پاس خدمات او بنیاد نهد و فرخی شاعر نامدار یزدی به پاس این پیروزی و دیگر خدمات سردار و دیگر سواران رشید بختیاری به اشاره سردار اسعد بختیاری فتح نامه ای بسرود که در همان سال به چاپ سنگی در یزد رسید و توزیع گردید و ضمنا در طی دوره مشروطه بیش از 10 نفر از بختیاریها به حکمرانی یزد رسیدند اما او فقط اشعاری در ستایش  سردارجنگ دارد خود او در دیباچه ای می آورد "لازم دیده که به زبان الکن خود وقایع زمان حکمرانی و اقدامات حضرت سردار که در شهر یزد روی داد به رشته نظم درآورم" خادم وطن خواهان و مداح نوع پرستان فرخی یزدی "که در اینجا فرخی مهین پرستی خود را آشکار می نماید و میگوید عزیز ستایش و مدح او ستایش انسانهای وطن خواه می باشد. فرخی بجز فتحنامه مسمطی هم در ستایش سردارجنگ دارد.

دیوان فرخی که برای اولین بار با کوشش و جهد آقای حسین مکی روزنامه نگار میبدی جمع آوری گردید  و آن را در سال 1320 به چاپ رساند و دیوان فرخی شامل دیباچه که با بهره گیری از اسناد موجود، خاطرات یزدیها، دوره روزنامه های فرخی و...که شرح نسبتا گویایی از زندگی فرخی و مبارزاتش بوده است می باشد و اگر همت آقای مکی نبود از شرح ادبیات و جانبازیهای از این شاعر گرانقدر نمی توانستیم آشنا شویم.

متن دیوان که شامل غزلیات، اشعار متفرقه، مسمطات و رباعیات می باشد که بیشتر در روزنامه طوفان به چاپ رسیده بود بدون شک دیوان فرخی بخش زرینی از تاریخ مبارزات آزادیخواهان مردم ایران در سیاهترین ادوار تاریخ خود که در برداشته و هر چند اشعار او که در دیوان می باشد دارای تاریخ نمی باشد که خود نقص بزرگی است اما با این وجود شرح گویایی از مبارزات فرخی در طول دوران پر فراز و نشیب زندگیش میباشد. ضمنا فتح نامه در پایان دیوان است.

یاداشتهای سفر شوروی (از تهران تا مسکو)

فرخی عضوگروهی بود که به دعوت دولت جوان اتحاد جماهیر شوروی برای آگاهی از پیشرفتها و دستاوردهای انقلاب شوروی از چهار گوشه جهان برای شرکت در دهمین سالگرد انقلاب دعوت شده بودند که این مسافرت 10 الی 11 طول کشید و طبق برنامه ای که برای شان تنظیم شده بود او ازتوسعه اطلاع یافتند و فرخی در بازگشت از آن کشور شرح دیده ها و شنیده های خود را درقالب سفرنامه در روزنامه نوشت و نقشی که این سفرنامه در بازتاب ادبیات روسیه در ایران داشت انکار ناپذیر است فرخی در این سفرنامه به نگارش پرداخت و اشعاری را هم در آن ساخت و درج کرد شاید اگر مجال پیدا می کرد تا آنچه را که شنیده و دیده بود به کاغذ بیاورد کتاب جامعی می گردید شاید هم آن در جایی یادداشت کرده و جداگانه در روزنامه طوفان چاپ می کرد از آنجا که او همواره در تعقیب و گریز زندگی می کرده شاید این هم به همراه بسیاری از اشعار و نامه هایش گم شده باشد ون کته مهم درباره این سفرنامه که نشانی از حسن نیت او می باشد و چون او بدان دیار گذاشت و شهر آرمانی خود را دیده بودچنان شادمان می شد که غزلی هم در این باره می گوید اما موقعی که برای بار دوم با پای خود بدان دیار می رود و از نزدیک با واقعیات تلخ آشنا می گردد رویاهایش را نقش بر آب دیده و طبیعی می باشد که به گونه دیگر رفتار کنند و چنان دلزده گردید که در آن کشور دوام نیآورد و آنجا را ترک می کند.

فرخی شاعربزرگ بوده که همیشه درحال مبارزه با حکام جور و ستم با اقتدار در برابر آنها  می ایستد و خم به ابرو نمی آورد او نویسنده آزادیخواه و آرمان طلب مهین دوست بوده است و در اغلب مواقع که ستمگریهای حکام را می بیند با صدای رسایی شاعریش و قلم نویسندگیش صدایش را به گوش مردم جهت احقاق حق خود می رساند و از این مقاله نتیجه گرفته می شود که شاعر با آنها همه رنج و زحماتی که در کودکی و نوجوانی داشته بیشتر به فکرحقوق مردم بوده و با اشعارش ستمگران را نکوهش و مبارزان و آزاد اندیشان را مدح و ستایش می کرد و با بی پروایی و استقامت در برابر جور و ستم ایستادگی می کرده است و او دارای ایمان و اعتقاد قوی بوده که ازهیچ کس واهمه نداشت و به مبارزاتش با قلم و اشعارش ادامه می داد.

فهرست منابع

1-    مسرت، حسین : زندگی و شعر فرخی پیشوای آزادی،تهران، نشر ثالث، 1384.

2-    دیوان فرخی، به کوشش حسین مسرت، تهران، انجمن آثار و مفاخر استان یزد،1378.

3-    سپانلو، محمد علی: شهر شعر فرخی، تهران، نشر علم، 1375.

4-    آذر شهر رضایی، رضا: فرخی یزدی سرانجام یک رویای سیاسی، تهران، شیرازه،1381.

5-  جامعه فرهنگ و سیاست در اشعار و مقالات سه شاعر انقلابی ایرج میرزا، فرخی یزدی و میرزاده عشقی، به کوشش داوود علی بابایی، تهران، امید فردا، 1383.


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()