کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
حماسه غدیر وعدالت پروری حکومت امام علی (ع)

تقدیر الهى بر این قرار گرفت که "غدیر"به ابدیت‏ بپیوندد، و جلوه‏اى از آیات الهى و تجسمى از تاریخ جاودانه اسلام شود. گویا «برکه خم‏» به پاس سالیان طولانى خزانه ‏دارى بارانهاى رحمت الهى و آبرسانى به زائران حرم، اینک باید پایگاه ریزش کلام الهى و قله کمال دین شود. غدیر دیگر برکه‏اى کم‏آب نیست که به آبهاى سرزمین "رابغ‏" نیازمند باشد. بلکه در پرتو آن فروغ آسمانى، خود به چشمه ‏سار زمزم و کوثر پیوسته، آب گواراى عدالت و پاکى از مولود کعبه و فرزند «زمزم‏» و «صفا» گرفته است. غدیر از هنگامى که نظاره‏گر جلوه زیباى وصایت و جانشینى على - علیه السلام - بر دستان پر مهر و سراسر رحمت‏خاتم رسولان(ص) شد، دیگر نقطه‏اى پست در جغرافیاى جحفه نیست، پرچم عدالت علوى است که بر بام بلند تاریخ افراشته شده است. غدیر اینک بزرگترین و دل‏انگیزترین هدیه آسمان «امامت‏» را به آدمیان ارزانى مى‏دارد. بدین‏گونه غدیر، سرزمینى مقدس شد و روز هجدهم ذى‏حجه بزرگترین عید اسلامى; و چنان شد که امام صادق - علیه السلام - در باره‏اش فرمود: «و ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعة کالقمر بین الکواکب‏» روز غدیر خم در میان اعیاد «فطر» و «قربان‏» و «جمعه‏»، بسان ماه در میان ستارگان، مى‏درخشد. در این نوشتار بر «عیدک الاکبر»، که در دعاى روز غدیر آمده است، درنگ مى‏کنیم; و عید بودن این روز بزرگ را در سنت پیامبر و عترت معصومش جویا مى‏شویم و مشاهده مى‏کنیم که شیعه در برگزارى جشن غدیر، بسان دیگر معتقدات خویش، پایبند وحى الهى و سر سپرده سنت رسول گرامى(ص) است.

 

al-Ghadir


نویسنده: سید ناصر میربلوکی

غدیروعدالت چیست؟

روز عید غدیر «عید ولایت» نامیده مى‌شود. نامگذارى درستى است؛ روزى است که مفهوم ولایت اسلامى به وسیله‌ى پیامبر اکرم صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم یک مصداق روشن و عینى پیدا کرد.

مفهوم عدل بعنوان برابری یاایجادمساوات وبمعنای مساوی داشتن چیزی با چیز دیگربکار میرود عدالت بمعنی دادگری ودر لغت بمعنی راستی واستقامت  ودرشریعت بمعنی راستی درراه حق ودوری ازمانع وبرتری دادن عقل  برهوای نفس است ودراصطلاح فقهاعدالت عبارت است ازپرهیز ازگناهان بزرگ واصرار نکردن درگناهان کوچک وراستگویی وپرهیزازدروغ ورعایت تقوا ودوری ازافعال پست می باشد.

      عدالت بمعنی خاص برابرداشتن اشخاص واشیاء است پس درتعریف عدالت می توان گفت فضیلیتی است که بموجب آن باید به هرکس آنچه راکه حق اواست داد وعدالت ازاین جهت که مصدراست مترادف عدل است وعدل عبارتندازاعتدال راستی ومیل به حق وحدوسط بین دوطرف افراط وتفریط. ودرحکمت عملی عدل مقابل ظلم است وبه معنای احقاق حق  وخروج حق ازباطل می باشد.

عدالت به معنی تساوی وبرابری دراعمال ورفتار وکردار حضرت علی(ع) دیده می شدوبحث عدالت حضرت علی (ع)سخن از یک جامعه نمونه ،عادله ،حکومت صالحه وایده آل برمحبوب بشریت می باشد وتعریف عدالت این است که وقتی فردی نسبت به دیگران قصد سوئی نداردوبه حقوق آنهاتجاوز نمی کندیاهیچ تبعض میان افراد قایل نمی شودودر حوزه حکومت واداره آن باکمال بی طرفی برهمه نظر می کندوبایک چشم همه را نگاه می کنددرباره عدالت ورابطه آن بارفتاروشیوه های امام علی(ع) نیز اگر بدعت نباشد بی فایده است.

 

al-Ghadir

 

معصومین و بزرگترین عید اسلامى

امام صادق(ع) از پدران خویش نقل مى‏کند که، پیامبر(ص) فرمود: «یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على ابن‏ابیطالب علما لامتى یهتدون به من بعدى; روز غدیر خم برترین عیدهاى امت من است; و آن روزى است که خدا مرا به جانشینى على - علیه السلام - دستور داد تا نشانه‏اى براى امت من باشدو به وسیله او هدایت‏شوند.

در روایت دیگرى امام صادق(ع) در پاسخ این پرسش که آیا براى مسلمین عیدى غیر از فطر و قربان هست فرمود: آرى، عیدى است که بزرگترین و شریفترین عیدهاست و آن روزى است که امیر مؤمنان به جانشینى پیامبر منصوب شد. علاوه بر این از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: هو عید الله الاکبر و ما بعث الله عز و جل نبیا الا و تعید فى هذا الیوم; روز غدیر خم بزرگترین عید الهى است و خداوند متعال پیامبرى را مبعوث نکرد مگر اینکه این روز را عید گرفت.

با توجه بدین حقایق در دعا و نیایشى که در این روز ذکر شده است، مى‏خوانیم: اللهم فکما جعلته عیدک الاکبر... صل على محمد و آل محمد; خدایا، چنانکه این روز را بزرگترین عید خود قرار دادى، بر محمد و آل محمد درود فرست.

اولیاى الهى و معصومین - علیهم السلام - این روز را پاس مى‏داشتند و برنامه‏هایى براى بزرگداشت آن تدارک مى‏دیدند، که دو نمونه از آن را یاد آور مى‏شویم:

الف) مراسم اطعام از جانب امام مجتبى علیه السلام‏مرحوم علامه مجلسى(ره) مى‏نویسد: روز عید غدیر با جمعه مصادف شده بود. امام على - علیه السلام - خطبه جمعه خواند و سپس حضرت با فرزندان و شیعیانش به منزل امام حسن - علیه السلام - جهت اطعامى که امام حسن برایشان تدارک دیده بود، رفت.

ب) فیاض بن‏محمد بن‏طوسى که به سال‏259 هجرى سخن مى‏گفت مى‏گوید: در یکى از سالها خدمت امام رضا - علیه السلام - رسیدم، دیدم امام رضا - علیه السلام - دوستان خویش را براى غدا خوردن نگه داشته و به خانه‏هاى آنان نیز طعام، هدیه، لباس و حتى انگشتر و کفش فرستاده است، آن بزرگوار وضعیت‏خدمتکاران و دوستانش را تغییر داده بودو با وسایلى، غیر از آنچه در روزهاى پیشین بود، از مهمانانش پذیرایى مى‏کرد.

 

al-Ghadir

 

عید غدیر، سنت نبوى

زنده نگهداشتن شعائر الهى رسالتى است که مرزبانان عقیده و ایمان همواره بر آن تاکید داشته‏اند. چرا که تقواى دلها و پاکى جانها در گرو بزرگداشت آن است، در قرآن کریم مى‏خوانیم: «و من یعظم شعائر القلوب فانها من تقوى القلوب‏». جوامع بشرى نیازمند یادآورى و حضور دایم هویت‏هاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. رسول گرامى اسلام در این امر پیشقدم شد و با عمل خویش راه جامعه اسلامى را روشن ساخت. یکى از دلائل عید بودن غدیر، حدیث «هنئونى‏» است.

این حدیث در منابع اهل سنت نیز با اسناد و عبارات مختلف ذکر شده است. بزرگانى چون احمد ابن‏حنبل، پیشواى حنبلیان، در صفحه 281، جلد چهارم مسند، و حافظ ابوجعفر محمد ابن‏جریر طبرى در صفحه 428 جلد سوم تفسیر خویش، از این روایت‏یاد کرده‏اند در نقل حافظ ابو سعید چنین آمده است: «ثم قال النبى(ص) هنئونى هنئونى، ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بیتى بالامامة;» پیامبر گرامى فرمود: به من تبریک بگویید، به من تبریک بگویید، زیرا خداوند مرا به پیامبرى و اهل بیتم را به امامت ممتاز ساخته است.

در روایت دیگرى یکى از مورخین اهل سنت پس از ذکر حدیث غدیر چنین آورده است: ثم جلس رسول الله(ص) فى خیمة تخص به و امر امیرالمؤمنین(ع) ان یجلس فى خیمة اخرى و امر اطباق الناس بان یهنئوا علیا - علیها السلام -; سپس رسول گرامى(ص) در خیمه مخصوص خویش نشست و به امیرمؤمنان(ع)دستور داد که در خیمه دیگرى بنشیند و به مردم فرمان داد تا به حضور على - علیه السلام - رسیده، به آن حضرت تبریک بگویند.

این مورخ سپس مى‏نویسد: ولما فرغ الناس امر رسول الله(ص) امهات المؤمنین بان یسرن الیه و یهنئنه ففعلن; بعد از متفرق شدن مردم، پیامبر(ص) به همسران خویش دستور داد که به سوى على - علیه السلام - رفته، به آن حضرت تبریک بگویند، آنان نیز اطاعت کردند.

دلیل دیگرى که بیانگر عید بودن روز غدیر در سنت پیامبر گرامى اسلام است‏خطبه‏اى است که امیرمؤمنان على - علیه‏السلام - در روز عید غدیر ایراد کرده است.

در اینجا قسمتى از آن را، که به وسیله یکى از غدیرشناسان معاصر ترجمه شده است. مى‏آوریم: امام رضا(ع) از پدران خویش نقل مى‏کند که در روزى از روزهاى خلافت على - علیه السلام - جمعه و غدیر به یک روز افتاده بود. امام در آن روز خطبه‏اى عجیب خواند و توحیدى شگفت گفت. آن حضرت در بخشى از سخنان خویش چنین فرمود: «ان الله تعالى جمع لکم معشر المؤمنین فى هذا الیوم عیدین عظیمین کبیرین لا یقوم احدهما الا بصاحبه...; خداى - عزوجل - در این روز براى شما دو عید فراهم کرد; دو عید بزرگ که یکى از این دو جز به آن دیگرى استوار نتواند بود».

سپس آن حضرت به داستان غدیر اشاره فرمود و ویژگیهاى روز غدیر را چنین برشمرد: ان هذا یوم عظیم الشان فیه وقع الفرج و رفعت الدرج هو یوم الایضاح و الافصاح من المقام الصراح و یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود و یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود...; همانا امروز، روزى بس بزرگ است. در این روز گشایش در رسید، منزلت کسان که شایسته بودند بلندى گرفت و برهان خدا روشن شد. آرى، امروز روز روشن کردن حق و از مقام پاک «رهبر معصوم‏» به صراحت و «نص‏» سخن گفتن است، امروز روز کامل شدن دین است، امروز روز عهد و پیمان است، امروز روز گواهى و گواهان است، امروز روز نمایاندن بنیادهاى نفاق و انکار است. حضرت در آخر خطبه مى‏فرماید: و اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهانؤ النعمة فى هذا الیوم و لیبلغ الحاضر الغائب...

امرنى رسول الله(ص) بذلک، چون به یکدیگر رسیدید، همراه سلام، مصافحه کنید و نعمتى را که در این روز نصیبتان شده است‏به یکدیگر تبریک بگویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید برساند و باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان; پیامبر(ص) مرا به این چیزها امر کرده است.

اینجاست که به اهمیت این روز تاریخى و بزرگ بیشتر واقف مى‏شویم; روزى خجسته و مبارک که پیامبر(ص) به بزرگداشت آن دستور داده، آن را وظیفه همگانى نسلها برشمرده و خطابه و بزرگداشت این روز از جانب على - علیه السلام - در همین راستاست.

درس فراموش نشدنی غدیر

با مطرح کردن امیرالمؤمنین (ع) و بامنصوب شدن آن بزرگواربراى حکومت، معیارها و ارزشهاى حاکمیّت، معلوم شد. پیغمبر، در قضیه غدیر، کسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند که از ارزشهاى اسلامى، به طور کامل برخوردار بودند. یک انسان مؤمن؛ داراى اعلاى تقوا و پرهیزکارى؛ فداکار در راه دین؛ بى‏رغبت نسبت به مطامع دنیوى؛ تجربه شده و امتحان داده در همه میدانهاى اسلامى: میدانهاى خطر؛ میدانهاى علم و دانش؛ میدان قضاوت و امثال اینها یعنى با مطرح شدن امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام به عنوان حاکم و امام ولىّ اسلامى، همه مسلمانان در طول تاریخ بایدبدانند که حاکم اسلامى، باید فردى در این جهت، با این قواره‏ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامى، انسانهایى که از آن ارزشها نصیبى ندارند؛ از فهم اسلامى،از عمل اسلامى، از جهاد اسلامى، از انفاقو گذشت، از تواضع و فروتنى در مقابل بندگان خدا و آن خصوصیّاتى که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام داشتند، بهره‏اى نداشته باشند،شایسته حکومت کردن نیستند. پیغمبر، این معیار را در اختیار مسلمانان گذاشتند. و این، یک درس فراموش نشدنى است.

جوانان وواقعه غدیر وعدالت امام علی(ع)

امروز پیام اسلام، پیام جذابى است. پیام ما، پیام عدالت است؛ پیام ما، پیام نجات انسانها و نجات جوانهاست وقتى ما اسم جوان را مى‌آوریم، فقط به جوانهاى جامعه‌ى خودمان نگاه نمى‌کنیم. امروز نسل جوان در دنیا غرق در بدبختى و نابسامانى است. رنجها، فشارهاى روحى و عصبى و ابهام آینده، امروز نسلهاى جوان را در سرتاسر دنیا بر اثر دورى از معنویت، زیر فشارقرار مى‌دهد

مسؤولان، به نام اسلام، براى اسلام، با پیام اسلام، شجاعانه، قدرتمندانه و بدون ملاحظه‌ى این و آن، هم موضعگیرى کنند، هم حرف بزنند و هم عمل کنند. مردم عزیزمان و بخصوص جوانها هم به برکت غدیر، بدانند این راهى که اسلام و قرآن و خطّ غدیر ترسیم کرده، یک راه روشن است؛ راهى است که با استدلال و فلسفه‌ى مستحکمى ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم‌المنزلتى پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است و دیگر ما در تنهایى و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجّه مردم جهان - بخصوص کشورهاى اسلامى - هستیم. راه، راه خوش‌عاقبت و روشنى است؛ با تلاش مسؤولان و با امید و پشتیبانى قشرهاى مختلف مردم بایستى قدم به قدم این راه را طى کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه‌مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‌شاءاللَّه زمینه‌هاى ظهور مهدى موعود صلوات‌اللَّه‌علیه‌وعجّل‌اللَّه‌فرجه را فراهم خواهد کرد.

 

al-Ghadir

 

ولایت وحکومت عدل الهی

وظیفه‌ى مهم ملت اسلام، وابسته به همین نکات اساسى و زیربنایى است حضرت علی(ع) باعدالت مجسم بودواگر عدالت به صورت موجود زنده درآیدهمان امام علی(ع) خواهدبود.

درحکومت کوتاه حضرت علی(ع) عدالت محوری درراس همه امورمی باشد وآنان که ازاجرای عدالت دلگیر می شوند یا به خشم  می آیندباید دانسته باشند که که پرده تاریک وسیاه ظلم وستم آنها درتنگنا تاریخ قرارخواهدگرفت ودردولت امام علی(ع) آنها که به ناحق به مقامات عالیه وبالایی دست یافتندمی بایست دانسته باشند که صاحبان حق به جایگاه خود گمارده می شوندودر حکومت علی چیزی جزحق و حقیقت راهی نداردوآنچه تقوا وپرهیز گاری می باشدکاری باارزش بوده وهمه می بایست مطلع وآگاه گردندو تقوی وپرهیزگاری وگناه وخطاکاری درراه حق و باطل بوده که اگر حق وحقیقت رو به کاستی وباطل روبه فزونی گرایش پیداکندنظام اجتماعی پایدار نمی ماندوازهم می پاشد.

وقتى که در نظامى، کسى مثل پیغمبر اکرم یا امیرالمؤمنین  در رأس نظام قرار دارد، آن جامعه، جامعه‌ى ولایت است؛ نظام، نظام ولایت است. ولایت، هم صفتى است براى منصبى که نبىّ اکرم و جانشینان او از سوى پروردگار، حائز آن بوده‌اند، هم خصوصیتى است براى آن جامعه‌ى اسلامى که در سایه‌ى آن حکومت، زندگى مى‌کند و از پرتو آن بهره مى‌گیرد.

براى کسانى که مى‌خواهند از الگوى انسان طراز اسلام، نمونه‌اى ذکر کنند، بهترین نمونه همان کسى است که آن روز نبىّ مکرّم اسلام صلى‌اللَّه علیه و آله و سلّم، او را به الهام الهى و به دستور پروردگار عالم، برای منصب عظیم ولایت، معیّن نمود. معناى ولایت و مفهوم عظیمى که در روز عید غدیر، مصداق مشخّصى پیدا کرد، یکى از نکات اساسى است که براى جامعه‌ى اسلامى ما و صاحبان فکر، نقطه‌ى حسّاسى است و جا دارد روى آن تأمّل کنند

آن نکته این است که ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه‌ى نظام اجتماعى و سیاسى براى اسلام است، یک معناى دقیق و ظریفى دارد که معناى اصلى ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگى، پیوند،درهم‌پیچیدن و در هم تنیدگى. این، معناى ولایت است. چیزى که مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حرکت کردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همه‌ى شؤون سیاسى و اجتماعى را براى انسان، تداعى مى‌کند. ولایت، یعنى پیوند. «والذین آمنوا و لم یهاجراو مالکم من ولایتهم من شى‌ء حتى یهاجروا» یعنى این. پیوند افراد جامعه‌ى اسلامى، با هجرت حاصل مى‌شود؛ نه فقط با ایمان. ایمان کافى نیست

پیوند ولایت که یک پدیده‌ى سیاسى، یک پدیده‌ى اجتماعى و یک حادثه‌ى تعیین کننده براى زندگى است، با تلاش، با حرکت، با هجرت، با در کنار هم بودن و با هم کارکردن حاصل مى‌شود؛ لذاست که در نظام اسلامى، «ولىّ» از مردم جدا نیست. ولایت که معنایش پیوند و پیوستگى و با هم بودن است، یک جا هم به معناى محبّت مى‌آید، یک جا هم به معناى پشتیبانى مى‌آید که همه‌ى اینها در واقع مصادیق به هم‌پیوستگى، وحدت و اتّحاد است، والاّ معناى حقیقى، همان اتّحاد و یگانگى و با هم بودن و براى هم بودن است. معناى ولایت، این است

اگر با این دید به جامعه‌ى اسلامى نگاه کنید، ابعاد این وحدت اجتماعى و وحدت سیاسى و وحدت معنوى و روحى و وحدت عملى، ابعاد عجیبى مى‌یابد که بسیارى از معارف اسلامى را براى ما معنى مى‌کند. به سمت مرکز عالم وجود حرکت کردن انسان، در جهت ولایت اللَّه حرکت کردن است. همه‌ى ذرّات عالم، خواه و ناخواه در چنبر ولایت الهى، در دایره‌ى ولایت اللَّه قرار دارند و انسانهاى آگاه، مختار، تصمیم گیرنده و داراى حُسن انتخاب، عملاً هم ولایت الهى را برمى‌گزینند و در آن راه حرکت مى‌کنند؛ محبت الهى را کسب مى‌کنند و خود از محبّت پروردگار، پر مى‌شوند.

غدیر،عید ولایت و سیاست و دخالت مردم در حکومت

امام راحلِ بزرگوارِ ما، بزرگترین حق را از این ناحیه به گردن امّت اسلامى دارد که آحاد مردم را به مسؤولیت خودشان که دخالت در امر حکومت است، متنبّه و واقف کرد. از این روست که در نظام اسلامى، هر کس متدیّن به عقیده و شریعت اسلامى باشد، در امر حکومت داراى مسؤولیت است. هیچ کس نمى‏تواند خود را از موضوع حکومت کنار بکشد. هیچ کس نمى‏تواند بگوید: «کارى انجام مى‏گیرد؛ به من چه!؟» در موضوع حکومت و مسائل سیاسى و مسائل عمومى جامعه در نظام اسلامى، «به من چه» نداریم! مردم برکنار نیستند. بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت، غدیر است. خودِ غدیر این را به ما آموخت و لذاست که عید غدیر، عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر حکومت است، عید آحاد ملت و امّت اسلامى است. این عید، مخصوص شیعه هم نیست. جا دارد و حق آن است که همه امّت اسلامى، این روز را براى خودشان عید بدانند. غدیر، عید امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام هم هست و شیعیان آن حضرت، به طور ویژه از این عید استفاده مى‏کنند.

چرا غدیر، عید است؟

آیات قرآن کریم و گفتار معصومین - علیهم السلام - بیانگر عظمت و جایگاه رفیع امامت در اعتقادات اسلامى است. با نگاهى به آیات غدیر مى‏توان بخوبى رمز عید بودن این روز را دریافت‏بخشى از اشارات قرآن کریم و معصومان در این باره چنین است:

الف) امامت مکمل تبلیغ رسالت الهى است.

به اتفاق شیعیان و به نقل بسیارى ازاهل سنت آیه شریف تبلیغ جهت انتصاب على - علیه السلام - به جانشینى رسول گرامى(ص) نازل شد. این نکته هنگامى بود که ترس آشوب بود و احتمال تفرقه‏افکنى از جانب منافقین و افراد سست‏ایمان وجود داشت. وحى الهى به همه این نگرانیها خاتمه داد و با تاکید بر اهمیت موضوع، حفظ رسول گرامى(ص) از توطئه‏ها را نوید داد و فرمود: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس; اى پیامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان که اگر نرسانى تبلیغ رسالت و اداى وظیفه نکرده‏اى و خدا تو را از [آزار] مردمان محفوظ خواهد داشت.

علامه امینى 30 منبع از مدارک اهل سنت را برمى‏شمارد که همه آنها این آیه را با معرفى ولایت امیرمؤمنان على - علیه السلام - در ارتباط دانسته‏اند. جلال الدین سیوطى شافعى در تفسیر در المنثور، تفسیر فخرالدین رازى شافعى در شمار این منابع جاى دارند. نکته‏اى که از دقت در آیه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته‏» مى‏توان فهمید این است که امامت در حدى از منزلت است که عدم معرفى آن با انجام ندادن وظیفه رسالت مساوى است.

ب) امامت مایه تکمیل دین است

دین مجموعه قوانین الهى است که براى اجراى آن به فردى که بتواند با تکیه بر دو عنصر ایمان و آگاهى موجب اجراى آن شود، نیاز دارد. دین کامل دینى است که این امر را از قبل پیش‏بینى کرده، براى آن برنامه داشته باشد. از این رو وقتى کفار احساس کردند با فوت عبدالله فرزند پیامبر گرامى(ص) جانشینى براى استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و کارش را ناقص قلمداد کردند.

بعد از انتصاب على(ع)، این آیه نازل مى‏شود و مى‏فرماید «الیوم اکملت لکم دینکم‏» امروز دین شما را کامل کردم. امامت در جهت‏بیان احکام تکمیل‏کننده دین است; زیرا به مقتضاى روایتى، که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده و پیامبر گرامى فرمود: من شهر علم هستم و على در آن شهرهر که خواستار ورود به شهر حکمت است‏باید از راه على(ع) واردشود.

امامت در جهت اجراى صحیح برنامه‏هاى دینى نیز تکمیل‏کننده دین است. از این رو پیشوایان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالک، بخارى، نسایى و ترمذى مى نویسند: وقتى طارق ابن‏شهاب، از اهل کتاب، در مجلس خلیفه دوم گفت: اگر آیه «اکمال‏» در دین ما نازل مى‏شد آن را عید مى‏گرفتیم. کسى بر او خرده نگرفت و عمر با سکوت خود آن را مورد قبول قرار داد.

ج) امامت عامل یاس دشمنان اسلام است.

آیه سوم سوره مائده نیز در باره انتصاب على - علیه السلام - در غدیر خم نازل شده است; «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون‏» امروز کافران از اینکه به دین شما دستبرد زنند و اختلالى رسانند طمع بریدند پس شما از آنان بیمناک نشوید.

این آیه نشان مى‏دهد که روز تکمیل دین و روز یاس و نومیدى دشمنان اسلام یکى است. علامه طباطبایى مى‏نویسد: صحابه و تابعان و آنها که بعد از آنان آمده‏اند، همگى اتفاق دارند که این دو آیه مرتبط هستند و هر یک تکمیل‏کننده معناى دیگرى است. و این نیست مگر بدان سبب که هر دو با هم نازل شده، یک معنا را مى‏رسانند.

از آنچه گفته شد نتیجه مى‏گیریم که باید این روز را عید شمرد; زیرا خداوند متعال چنان بدان اهمیت داده است که آن را موجب اکمال دین، تبلیغ رسالت و نومیدى دشمنان اسلام دانسته است تا خود یادى از «ایام الله‏» باشد و فرموده است: و ذکرهم بایام الله; روزهاى خداوندى را بدانان یادآورى کن.

د) امامت ضامن استمرار وحدت اسلامى است

قرآن کریم، آنجا که از دعاى حضرت عیسى و درخواست نزول مائده آسمانى سخن به میان مى‏آورد، از عید بودن آن براى نسلهاى آینده و گذشته یاد مى‏کند و مى‏فرماید: «اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک; پروردگارا، بر ما از آسمان مائده‏اى فرست تا این روز براى ما و کسانى که پس از ما مى‏آیند عید شود».

 

al-Ghadir

 

چنانکه ملاحظه مى‏شود حضرت عیسى نزول این مائده و عید شدن آن را براى این مى‏خواهد که براى همیشه مایه افتخار و عزت جامعه دینى شود و بتواند حبل‏المتین و نقطه وحدت آنان باشد; وحدتى که یکى از علتهاى بعثت پیامبران شمرده شده است، و راز و حکمت عید شمردن نیز در همین راستاست تا جامعه اسلامى مائده آسمانى امامت و وصایت را پاس دارند و آن را به عنوان نقطه مرکزى حل اختلافات خویش بپذیرند و این است رمز کلام باقر العلوم آل محمد (علهیم السلام) که فرمود «و لم یناد بشى‏ء ما نودى بالولایة یوم الغدیر; در میان احکام اسلامى هیچیک به اندازه ولایت روز غدیر مهم شمرده نشده است‏».

ویژگی های حکومت مبتنی بر آموزه های غدیر

الف) ریشه ها و دلایل آن

حکومت غدیر مبتنی بر باور هایی است که بر اساس آن :1) اسلام دین سیاسی است در نتیجه دولت دارد2) پیامبر اسلام خاتم پیامبران است.3) انسان برای هدایت خویش نیازمند راهنما و حاکم منصوب از طرف خداوند است. 4) علی (ع) شایسته منصب جانشینی پیامبر و برگزیده پیامبر و خداوند است.

اینکه ما می گوییم اسلام سیاسی است و دولت دارد، به لحاظ تئوریک در قالب نظریه ابن خلدون در باره حکومت قابل تحلیل است، وی در رابطه با حکومت «نظریه عصبیت» خویش را بیان داشته و با تقسیم جوامع به «بدوی» و «حضری» می گوید: حکومت های قبیله ای زمانیکه با مشکلاتی نظیر کمبود آب، زمین و مراتع روبرو می شوند به نزاع و درگیری روی می آورند؛ عامل برتری هر قبیله به میزان عصبیت موجود در آن قبیله بستگی دارد، از این رو قبایل برخوردار از عصبیت بالا، زمام قدرت را به دست می گیرد؛با توجه به اینکه محیط پیدایش اسلام محیط به شدت قبیله ای بود و عصبیت های قبیله ای در آن بسیار تعیین کننده بودند، لذا اسلام باتغییر ارزش «عصبیت قبیله ای» به ارزش «امّت اسلامی» زیر بنای حکومت خویش را پایه ریزی نمود چون اسلام یک دین اجتماعی است و داعیه دارد که علاوه بر امورات فردی برای امور اجتماعی انسان نیز برنامه دارد، لذا به خاطر اینکه دستورات دینی نظیر «زکات»، «جهاد»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «قضاوت» و...... الزاماً نیاز مند دستگاه منظّم حکومتی برای اجرا است، وجود دولت اسلامی ضرورت دارد که در امتداد حاکمیت خدواند است، در نتیجه رهبر وحاکم آن نیز باید مشروعیت الهی داشته باشد. از آنجائیکه خداوند رسالت خویش را بر اساس حکمت و بایسته هایی، بر انبیاء عظام عرضه نموده است «اَلله أعلم حیث یجعل رسالته»لذا پیامبر به عنوان مؤسس و رهبر حکومت اسلامی از مشروعیت و مقبولیت لازم بر خوردار است. ولی برای بسط و تعمیم این مشروعیت به جانشینانش با توجه به اعتقادات ما مبنی بر این که خداوند «برای امامت نیز آنکه را که می خواهد بر می گزیند و به پیامبرش دستور می دهد امامت اورا با نص خاص تصریح نماید و اورا برای انجام وظایف رهبری مردم پس از پیامبر به امامت منصوب نماید.» نیازمند دلیلی هستیم که با توجه به «قاعده لطف»، «آیه ولایت»، «آیه تطهیر»، «آیه اطاعت اولی الامر»، «آیه مودت فی القربی»، «حدیث دار/انذار»، «حدیث منزلت» و «حدیث غدیر» اثبات آن امکان پذیر بوده و مستلزم دونکته اساسی در تاریخ تفکر سیاسی اسلام است؛ نخست، اثبات جانشینی علی(ع) بعد از وفات رسول خدا، و دوّم، انتقاد شدید و اعلام موضع صریح پیامبر(ص) در برابر کسانی که با دشمنی خود موجب عزلت علی(ع) بعد از وفات پیامبر (ص) شدند و بر اساس استدلال شیعه حقوق مسلمانان در رابطه با ولایت علی(ع) را غصب نمودند

با نظر داشت آیات و روایات فوق شیعه معتقد است، که علی علیه السلام خلیفه و امام بلافصل پیامبر می باشندکه با نزول آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»مسئولیت رهبری مسلمانان از سوی پیامبر(ص) در روز هیجدهم ذی حجه به ایشان تنفیذ گردیده است و این روند در تمامی فرزندان آنحضرت جریان دارد به طوریکه، سلمان «ره»، زمانیکه از پیامبر اسلام «ص» می پرسند که آیا مصداق آیه فوق تنها حضرت علی علیه السلام می باشند؟ پیامبر«ص» می فرمایند: «نعم فیه و فی أوصیائه»ازاین رو، باور های شیعه بر این اساس شکل می پذیرد که امام معصوم (ع) در شرایط ظهور و عدم مانع وظایف عمده ای دارد که مهم ترین آنها عبارتند از: 1) وجوب تأسیس نظام سیاسی ، ریاست دولت و رهبری امت اسلامی، 2) وجوب حفظ جامعه اسلامی از انحراف و فساد در عقیده و عمل،3) وجوب حفاظت جامعه مسلمانان از جنگ ها و هجوم خارجی و ایجاد آمادگی دفاعی، 4) و وجوب دعوت اسلامی.

ب) جایگاه مردم درحکومت غدیر

انسان در حکومت غدیر نه آزاد وبدون مسئولیت است و نه مکلف و مجبور آنطوریکه در دیدگاه‌های توتالیتر و نظامهای استبدادی مردم فقط تکلیف دارند و حقوقی ندارند. در نظامهای ماتریالیستی و لیبرال سرمایه‌داری که بر اساس غرایز انسان بنا شده مردم طبق ادعای تئوریک، فقط حقوق دارند و از مسئولیت‌های انسان نباید حرف زد.اما در تفکر اسلامی همه انسانها بدون استثناء حقوقی دارند و وظایف و مسئولیت‌هایی؛ به اندازه‌ای که به مسئولیت‌ها عمل می‌کنند، حقوق برای آنها حتماً محترم است و به اندازه‌ای که از حقوق استفاده می‌کنند مسولیت‌هایی دارند که باید به آن تن در دهند. مسئولیتهایی در برابر خدا، در برابر مردم و در برابر حق و سرنوشت خودشان. یعنی او هم مکلف است و هم محق. البته نه تکلیفی که به عنوان بار اضافه ای بر دوش انسان نهاده شود. بلکه تکلیفی که در کنار حق قرار می گیرد  در نتیجه تکالیف به حقوق باز می گردند و سبب تحقّق، ایجاد و احیاى حق می شوند. اگر با دقت به روابط موجود دراطراف بنگریم در می یابیم که برخى امور، از آن جهت الزام و تکلیف مى‏شوند که تنها راه تحقق یابى«حق»اند و بدون آنها استیفاى حقوق غیر ممکن است. این شکل از رابطه میان حق و تکلیف، در برخى امور مانند تعلیم و تربیت بشر مطرح مى‏شود. در نظام آموزش و پرورش یک سلسله تکالیفى براى کودکان و محصلان مقرر مى‏کنند که وقتى این تکالیف مدرسه را تحلیل کنیم، همه آنها به حقوق محصّل بر مى‏گردد و هیچکدام بار زایدى بر دوش وى نیست. از این رو هنگامی که عده ای اشکال می نمایند انسان در نگاه دینی هموراه مکلف است و دین حقی را برای او نمی شناسد  لذا نگاه کاملا تکلیف مدارانه به او داشته و وظیفه ای جز بندگی برای او نمی زیرا ادبیات دینی موجود در رابط انسان با خدا نظیر«و ما خلقت الجنّ و الانس الّالیعبدون» چیزی جز رابطه بندگی را نمی شناسد باید گفت  اینکه با استناد به این آیه گفته شده، هدف از آفرینش انسان فقط در عبادت و بندگی خلاصه می شود و چون هیچ بنده و برده ای نمی تواند آزاد باشد در نتیجه انسان برده در تعیین سرنوشت خویش تصمیم گیرنده نیست، می توان گفت اولاً: استناد به این آیه نوعی یکسویه نگری و غفلت از آیات دیگر است. زیرا هرچندآیه شریفه فوق صبغه تکلیف دارد ولى با توجه به اینکه  در سوره مبارکه حضرت ابراهیم چنین آمده است که (إن تکفروا أنتم و من فی الأرض جمیعاً إنّ اللّه لغنی حمید) نخواستید به تکلیف عمل کنید در حقیقت نخواستید به حق خودتان برسید و بدانید که ضررش متوجه شما است، چنین نیست که به خدا و اسماى حسناى او ضررى برسد . لذا در می یابیم که تکلیف همیشه در برابر حق نیست بلکه  مواردی وجود دارد که تکلیف چراغ راهنمای رسیدن به حق می باشد.

ثانیاً: این پندار که انسان در نگاه دین، مانند برده‏اى است که باید در خدمت مولاى خود باشد و به سود او بکشود و گوش به فرمان او داشته و انتظارات او را برآورده سازد، از آنجا شکل مى‏گیرد که همه لوازم برده دارى زمینى هم بر رابطه «عبد و مولا»ی آسمانى بار شود. خداوند براى آنکه رابطه میان انسان و خودش را به زبانى ساده بیان دارد، ابزار تشبیه و تمثیل را به کار گرفته و از این ادبیات خاص استفاده کرده، تا براى ساده‏ترین مردم نیز قابل فهم باشد. اما میان این دو عنوان تفاوت فراوان است؛ یکى بردگى مادى است و دیگرى بندگى ملکوتى و عبودیت معنوى. در نظام برده‏دارى، اولاً: انسانى، در اختیار و تحت سیطره انسان دیگرى مانند خود است ثانیاً برده باید در همه امور خدمتگزار او باشد و تمام خواسته‏ها و انتظارات او را برآورده سازد. اما در نظام عبودیت و بندگى، اولاً انسان تحت تسلط کسى که هم سطح خود او است قرار نمى‏گیرد؛ زیرا مولاى او همان کسى است که به او هستى داده و او را از عدم به وجود آورده و تمام شؤون او را تأمین مى‏کند ثانیاً در نظام بندگى دینى، انسان خادم خداوند نیست که به سود او کار کند بلکه خادم خودش مى‏باشد و به نفع خویش اقدام مى‏کند

ثالثاً: ما در ادبیات دینی خویش فراز هایی داریم که در آن امام علی (ع) خود را بنده پیامبر اسلام (ص) می داند، بررسی تاریخ صدر اسلام و شخصیت امیر مؤمنان (ع) این حقیقت را آشکار می سازد که این بندگی نمی توانسته به معنای متعارف بردگی آن زمان باشد، در نتیجه زمانیکه ایشان می فرماید : « اناعبد من عبید محمد(ص) ، یعنی من بنده‌ای از بندگان محمدم و مثل برده در برابر محمدم. یعنی هر چه دارم از اوست. در نتیجه وقتی که در رأس حکومت قرار می گیرند در قاموس  ایشان دولت دینی، ضامن عدالت دینی، ضامن حدود خدا، قوانین خدا و حقوق مردم است. حریم مردم، حریم خداست و حق‌الله؛ منتهی با تعریف دینیش نه با تعریف ماتریالیستی، تعریف لیبرالی و تعریف مارکسیستی‌اش. تجاوز به حریم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حریم خداست.

ج) جایگاه حاکم در حکومت غدیر

حاکم و رهبر در حکومت غدیر دارای ویژگیهایی می باشدکه امام علی (ع) در خطبه 132 نهج‌البلاغه، در مانیفست حکومتی‌شان می‌فرمایند: درحکومت اسلامی کسی که بخیل است و حرص می‌ورزد و چشم کج در مال مردم و نگاه تحقیر‌آمیز به حقوق مردم دارد، نباید مسؤول باشد. افراد جاهل و قشری و عوام حق ندارند وارد حکومت دینی بشوند. «و لا الحافی و لا الحسائف و لا المرتشی». رشوه خواران «ولا المعطل للسنه.»آنهایی که سنت خدا و پیامبر را تعطیل می‌کنند؛ یعنی در حکومت با قانون بازی می‌کنند و هر جا و هر وقت دلشان بخواهد قانون الهی را اجراء می‌کنند و هر جا دلشان می خواهد اجرا نمی‌کنند. فرمود من به اینها اجازه نمی‌دهم در حکومت دینی وارد بشوند. من نمی‌گذارم فاسدها و باندهای بی‌تقوا بر جان و مال و حقوق مردم مسلط بشوند. تا زنده‌ام نمی‌گذارم افراد بخیل و حریص به مال مردم، آدمهای دنیا طلب و عیاش و پرخور بر مردم حکومت کنند و وارد دولت بشوند. نمی‌گذارم افراد نادان و قشری و جاهل بر سر کار بیایند تا جامعه را منحرف کنند. «الجاهل یضلهم بجهله». اگر جاهلان و سفها، افراد سخیف و نادان بر سر کار بیایند، جامعه را منحرف می‌کنند و نمی‌گذارم افراد زورگو و مستبد بر مردم مسلط شوند تا با بی‌عدالتی حکم برانند و اموال مردم و فقرا را بالابکشند و همه چیز را توجیه کنند و افراد بی‌زبان و نجیب را در جامعه محروم کنند.«یقطعهم بجفائه». نمی‌گذارم رشوه‌خواران در مدیریت‌های حکومت نفوذ کنند تا حقوق مظلومین فراموش شود. «المرتشی فی الحکم»..

برابری ازبهترین ابعاد و اصلی ترین معنای عدالت است معنای برابری این است که همه افرادصرف نظرازملیت،نژاد ومذهب درازای کارانجام شده حق برابر به منظور استفاده ازنعمتهای مادی ومعنوی موجود درجامعه برخودار باشند.

جاهلان  وعدالت علی

گروه که ازنادانان وبه دنیا وابسته شده بودند به  حضرت علی(ع) ناسزا می گفتندوامام علی(ع) که خلافت مسلمین را برعهده داشت گروه خوارج به او اقتدا ء نمی نمودندواو را کافر می دانستندومعاویه ودوستان هزینه گزافی برای تبلیغ برضد امام علی(ع) به راه انداختندوحضرت علی(ع) را بی نماز وحدیث ها ی دروغی برعلیه ساختندکه به رسول خدا نسبت می دادندولی معاویه دانسته بود که حضرت علی(ع) حق وحقیقت است واو باطل می باشدواز ازاین رو تلاش داشت که حق مخفی بماندواز محبوبیت امام علی(ع) بکاهدوبد گویی در حق علی را رواج می دادوروحیه مردم را به امام علی (ع)چه درداخل وچه خارج از قلمرو ضعیف نمائیدکه صحابه حضرت رسول سکوت گزیده بودندوقیام بعضی ازآنها برعلیه حضرت علی(ع) باعث اشاعه تبلیغات سوء علیه امام گردید

درحکومت امام علی(ع) زیادتر از عدل وعدالت برای کسی وجود نداردبه همین جهت بودکه عده ای برعلیه اش عدل وعدالتش قیام نمودنددرحکومت علی قرآن پایدارواستوار بوده وآنچه که واجب بود برپا می داشتند

پس از قرآن ورسول اکرم (ص)امام علی(ع) مهمترین وموثرترین پیشوا می باشدکه درباب بحث عقلائی واساساعقلانی تفکر کردن را برروی بشریت گشوده اند وانسانها را دراین اقیانوس فرو برده ،بنابراین درباب اصل عدالت بطور عام وعدالت امام علی بطور خاص به ویژه مانند اهل حدیث نمی اندیشیم وسخنان امام علی(ع) درباره عدل وعدالت روح واساس وبیان همه سخنان ومطالبی بوده که دیگر پیامبران واولیا خدا بیان کرند

 

al-Ghadir

 

عدالت وعدالت محوری

نماد عینی یک دین جامع ومثال عینی جامعیت کامل است امام تنها مظهر عدالت ،شجاعت عدالت اساسی وزیربنا ومابقی فرح وروبنا است وعدالت ملاک وشاخص میزان بوده ومابقی باعدالت سنجیده مقایسه وارزیابی می گردد عدالت محور احکام خدا می باشدواحکام الهی برای پیاده شدن عدالت وتحقق عینی آن بوده واسلام باعدالت توانا یی ونورانیت خودش را نشان می دهدوبدون عدالت نه ملکی می ماندونه اساس جامعه سامان می یابدونه زمینه برای گرایش مردم به دست اندرکاران حکومت بوجود می آیداگر کسی بخواهد درباره دین حق وجامعیت سخن گویدبهتر وکاملتر ازامام علی(ع) نمی توان مثال زدواگر کسی بخواهد دین حقیقی را به صورت یک نمادعینی نشان دهد چه کسی کاملتر وجامعتر ازامام علی می تواند باشدامام علی(ع) بی وفانیست بلکه مظهر تمام دین کامل وجامع است   

فرمایش امام علی درباب عدالت وعدالت گستری

حضرت علی (ع)می فرمایند:"هیچ مصلحتی بالاتر از حق وعدالت نیست وسیاست نبایدالزاما توام باخدعه ودروغ وعوام فریبی باشدونباید به خاطر هیچ مصلحتی مثل اعمال سیاست تاکتیکی حتی بصورت موقت ازحق وعدالت دست کشید تعداد ازافراد به ظاهر مصلحت اندیش به امام اعتراض می کردندکه چرا امام به مساوات درتقسیم سرانه بیت المال این قدر دقت می کنندوسهم بزرگان ونجبای عرب و...بافرودستان وطبقه ضعیف را یکی می گیردامام به آنها پاسخ می دهدآیاازمن انتظار داریدازراه ستم برملت به پیروزی برسم؟ به خداسوگندهرگز به چنین اقدامی دست نخواهم زدتاستاره ای درپی ستاره ای طلوع می کنداگرمال متعلق به شخص من بودمیان آنها به تساوی تقسیم می کردم اکنون مال مال خدااست  و...)

     درسیره پیامبر(ص)،ائمه معصوم بویژه امام علی (ع)چنین بوده اونه تنها نزدیکان ویاران خود رابردیگری برتری نداد بلکه باهرگونه امتیازخواهی واستفاده نادرست وخلاف قانون آنان به شدت برخورد کرد.زمانی که یکی از کارگزارانش که خویشاوند آن حضرت بودبه بیت المال خیانت کرد امام درنامه ای به اونوشت:

   "ازخدابترس واموال این مردم رابه آنان بازگردان که اگر این کاراانجام ندهی وخدا به من امکان دهد،وظیفه ام را دربرابرخدا،درباره توانجام خواهم دادوبااین شمشیرم که هیچ کس راباآن نزدم،مگرآن که داخل دوزخ شد،برفرق توخواهم کوبید.به خداسوگنداگرحسن وحسین این کارراکرده بودندهیچ پیشنهادی وهواخواهی ازمن نداشتندودراراده من تاثیرنمی گذاشت ند،تاآن که حق راازآنها بستانم وباطلی که به ستم آنها آمده بود نابود گردانم."وآن حضرت باکارگزارانی که دست خویشان،بستگان واطرافیان خودرا دراستفاده ازبیت المال ودست درازی به حقوق دیگران بازمی گذاشتند به شدت برخوردمی کرد

عدالت وقضاوت

 یکی از امور جامعه دادگستری بوده که قاضی باید دانشمند،خوش حافظه وبی طعمه در حل وفصل امور قضا ودعاوی مردم بااراده بوده واحکام الهی رابدون لغزش وخطا به اجرا گذاردوقاضی باید مقام ومنزلتی که شایسته قضاوت رادارا باشدتاازکسی هراسی نداشته باشدوحق وحقیقت را بدون ترس ابراز نمائیدوزمام عدالت وتقوی راباتوانیی دردست گرفته وهیچ گونه کوتاهی درکیفرآنها روانمی داشت که اما علی(ع) تنها قاضی عادلی است که درراه حق وحقیقت ازهیچ چیز وهیچ کس هراسی نداشته وحق رابیان می نمود.

غدیر، حکومت برای قسط و عدالت

عدالت امام علی (ع) که درمدت حکومتش اجرا نمود باعث گردید که عده ای از عدالت اوخوششان نیاید وحتی جنگ جمل را به را ه انداختند زیرا عدالتی که حضرت علی (ع) به ضرر شان بود وازنتیجه مقاله نتیجه می گیریم که امام علی (ع) مظهر عدالت وعدالت گستری درمدت کوتاه خلافتش درجامعه آن روز برقرارنمود وکارگزاران ما هم باید از عدل امام علی (ع) درس گرفته وعدالت عینی وواقعی را درجامعه پیاده نمایند تاحق به حق دار برسد واز ناحقی های که دراجتماع می باشد جلوگیری نمایندوحکومت امام علی (ع) را سرلوحه حکومت درکشورمان قرار دهند ودرجامعه عدالت خداوندی را برقرار نمایندواز زد وبندها وپارتی بازیهاو... جلوگیری وحکومت اسلامی نمونه ای از عدالت پروری وحکومت عدل الهی برای جهانیان شناسای گردد.

این است که برای جامعه نوپای اسلامی آن روز – که در حدود ده سال از پیروزی اسلام و تشکیل جامعه اسلامی گذشته بود – نبی مکرّم اسلام (ص) مساله حکومت و امامت را با همان معنای وسیعی که دارد حل و در بازگشت از حج، و در غدیر خم، امیرالمومنین علی(ع) را به جانشینی خود نصب می کنند.

ظاهر این قضیه البته بسیار مهم است و برای کسانی که در مسائل یک جامعه انقلابی اهل تحقیق و تدبر باشند، یک تدبیر الهی است ولی در ماورای این ظاهر هم، حقایق بزرگی وجود دارد که اگر امت و جامعه اسلامی به آن حقایق برجسته توجه بکنند، خط و راه زندگی آنها روشن خواهد شد و اساسا اگر امروز در مورد قضیه غدیر، عموم مسلمین، چه شیعیان که این قضیه را امامت و ولایت می دانند و چه غیرشیعیان که اصل قضیه را قبول دارند، اما برداشت آنها از آن، امامت و ولایت نیست و چیز دیگری است و همه ی فِرَق مسلمانان، بیشتر توجه خود را متمرکز کنند، نکات مهمی را که در این مساله است و شاید برای مصالح مسلمین دستاورهای زیادی را هم به همراه داشته باشد در می یابند. بنده به یکی دو نکته از آن نکات به طور مختصر اشاره می کنم.

یکی از این نکات مهم، عبارت از این است که با مطرح شدن امیرالمومنین(ع) و نصب آن بزرگوار به عنوان ولی و حاکم، معیارها و ارزش های حاکمیت معلوم شد. پیغمبر اکرم(ص) در قضیه غدیر و در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ، کسی را به عنوان جانشین خود تعیین کرد که به طور کامل از ارزش های اسلامی برخوردار بود. علی (ع) یک انسان مومن و دارای حد اعلای تقوی و پرهیزگاری، و فداکار در راه دین و بی رغبت نسبت به مطامع دنیوی و تجربه شده و امتحان داده در همه میدان های اسلامی (اعم از میدان های فداکاری، علم و دانش و قضاوت بود. با توجه به مطرح شدن امیرالمومنین(ع) به عنوان حاکم و امام مسلمین، همه مسلمانان در طول تاریخ باید بدانند که حاکم اسلامی باید انسانی در این جهت، با این اندازه ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس در جوامع اسلامی، انسان هایی که از آن ارزش ها، از فهم اسلامی، عمل اسلامی، جهاد اسلامی، انفاق، گذشت، تواضع، فروتنی در مقابل بندگان خدا و دیگر خصوصیاتی که امیرالمومنین(ع) داشت، بهره ای نداشته باشند، شایسته حکومت کردن نیستند. پیامبر(ص) با عمل خود در غدیر این معیار را در مقابل مسلمانان گذاشت و این یک درس فراموش نشدنی است.

استقرار عدل الهی و اسلامی، اولویت اول در نظر علی علیه السلام

نکته دیگری که از ماجرای غدیر می توان فهمید این است که امیرالمومنین در همان چند سال خلافت و حکومت خود نشان دادند که اولویت اول در نظر مبارکشان، استقرار عدل الهی و اسلامی است عدالت به معنی تامین کردن همان هدفی است که قرآن برای ارسال رُسل و انزال کتب و شرایع آسمانی بیان فرموده است. هدف، اقامه قسط و عدل الهی است. "لیقوم الناس بالقسط"

اجرای دستوراتی که اسلام معین کرده است، بهترین تضمین کننده و تامین کننده عدالت است. پس در نظر امیرالمومنین(ع) اجرای قسط و عدل، اولویت درجه اول بود جامعه اسلامی با عدل و قسط قوام پیدا می کند و میتواند به عنوان شاهد و مبشر و هدایتگر و الگو و نمونه برای ملت های عالم مطرح شود. این امر بدون عدل ممکن نیست هر چند که بتوان همه ارزش های مادی و ظاهری و دنیایی را هم کسب کرده اگر عدالت نباشد در حقیقت هیچ کاری انجام نشده است عدالت برجسته ترین مساله در زندگی حکومتی امیرالمومنین(ع) بود.

پیغمبر اکرم(ص) که چنین شخصیتی را به حکومت و ولایت مسلمین منصوب می کند در حقیقت می خواهد اهمیت عدل را بیان کند. پیغمبر(ص) که می داند امیرالمومنین(ع) در چه جهتی فکر و حرکت خواهد کرد، علی(ع) دست پرورده پیغمبر(ص)، شاگرد او و مطیع و عمل کننده فرمان و درس رسول گرامی اسلام است و پیامبر(ص) با منصوب کردن امیرالمومنین(ع) در حقیقت به عدل در جامعه اسلامی اهمیت بخشید.

بیشترین اهتمام امیرالمومنین(ع) در طول همان چهار سال و نه یا ده ماه حکومت ظاهری که داشتند، بر استقرار عدل و عدالت در جامعه بود. ایشان عدل را مایه حیات اسلام و در حقیقت، روح مسلمان و روح جامعه اسلامی می دانستند عدالت همان چیزی است که ملت ها به آن نیاز دارند و جوامع بشری در دوره هایرهبر فرزانه انقلاب اسلامی

در مساله غدیر، حقایق بسیاری نهفته است. صورت قضیه مختلف از آن محروم بودند. بشریت در همان زمان و قبل از آن هم از عدالت محروم بود، امروز هم که شما به صحنه عالم و کارهای ابرقدرت ها و روش حکومیت حکام مادی دنیا نگاه می کنید، باز می بینید مشکل همین است. مشکل بشریت، فقدان عدالت است، راه اسلام و حکومت علوی و روش و منهاج امیرالمومنین(ع) در حقیقت، استقرار عدالت است.

امیرالمومنین(ع) عدالت را در بین مسلمان ها و در جامعه اسلامی جاری می کند و مانع از این می شود که بیت المال به اسراف مصرف شود. ایشان نمی گذاشت دست تطاول در بیت المال باز شود و کسانی، بیت المال مسلمین را به ناحق مصرف بکنند.

البته روش تقسیم بیت المال مسلمین در آن روز به این شکل بود که درآمدهای جامعه اسلامی به شکل سرانه بین مردم تقسیم می شد. این روش های مالیه جدید و شکل هایی که امرورز در دنیا وجود دارد، آن روزها معمول نبود. امیرالمومنین(ع) همان اموال را بالسویه تقسیم می کردند. ایشان بین صحابی وغیرصحابی، قریشی و هاشمی و غیرقریشی و غیرخاندان پیغمبر(ص) فرقی نمی گذاشتند و همه بیت المال را یکسان بین همه تقسیم می کردند. این کار مایه اعتراض خیلی ها هم شد ولی امیرالمومنین(ع) به آنها اعتنا نکرد. امروز تقسیم عادلانه بیت المال به شکل آن روز نیست، امروز تقسیم سرانه مطرح نیست و روش های دیگری برای استقرار عدالت وجود دارد. امروز کسانی که با بیت المال مسلمین سر و کار دارند باید از مصرف و خرج کردن بیت المال در غیرمصارف عمومی و مردمی خودداری کنند.

این راه تقسیم عادلانه بیت المال است. اگر امروز مسئول در امر بیت المال اسراف کند یا خدای نخواسته آن را در مصارف شخصی و مصارف دوستان و نزدیکان و مرتبطین خود مصرف بکند، این تخلف از عدل و قرار واقعی در امر بیت المال است. باید بیت المال مسلمین در همان بخش ها و مصارفی که قانون معین کرده که همان مصارف عمومی و بخش هایی است که هر یک از وظیفه ای از وظایف کشور را به عهده دارند صرف شود لذا امیرالمومنین(ع) در آن روز به کسانی که مسئولیت امور کشور را بر عهده داشتند به قول امروزی ها بخشنامه می کنند و سختگیری را در قبال آنها به این جا می رسانند که : «أدقو اقلامکم» سر قلم های خود را که با آن می نویسید، ریز بتراشید تا هم در قلم و هم کاغذ و هم مرکب، صرفه جویی بشود. وقتی سر قلم ریز باشد، این صرفه جویی ها می شود. «وقاربوا بین سطورکم» این سطرهایی که در کاغذ می نویسید را به هم نزدیک کنید تا در کاغذ صرفه جویی بشود واقصد و اقصد المعانی فقط مطالب لازم را بنویسید و از زیاده روی و زیاده نویسی پرهیز کنید اگر امروز بخواهند این حرف ها را به ما بگویند به این شکل می شود که از ایجاد دستگاه ها، استخدام ها و توسعه دادن های زائد، خودداری کنید. از کاغذپراکنی و زیاده نویسی های بیهوده که وقت را تضییع می کند خودداری کنید. امیرالمومنین(ع) این خصوصیات را تا این حد رعایت می کردند. در آخر این جمله هم که بنده بعضی از فقراتش را عرض کردم می فرمایند: «فان اموال المسلمین لا یتحمل الاضرار» اموال مسلمان ها ضرر رساندن را تحمل نمی کند که شما بخواهید به اموال عمومی هر چند اندک ضرر برسانید.

عدل امیرالمومنین(ع به معنی امانتدار دانستن خود و امین بودن همه مسئولین بیت المال است. این، آن قله ای است که ما باید به او برسیم. البته خود آن بزرگوار هم فرمودند که شما به ما نمی رسید، امام(ره) و همه ماها هم این مطلب را گفتیم. بدیهی است که ما به امیرالمومنین(ع) نمی رسیم، نه تنها ما بلکه اصولا بشر معمولی چه در این زمان و چه حتی در آن زمان قادر نیست که مثل آن بزرگوار مشی کند و یا عدالت را آن طور اجرا کند یا مانند او زندگی کند. این موضوع روشن است. مساله این است که نمونه کامل اوست و ما باید تلاش کنیم که خود را به آن نمونه کامل، نزدیک تر و شبیه تر کنیم. اگر حرکت ما در جهت دور شدن از آن نمونه کامل باشد، این یک انحراف و خطاست.

فهرست منابع

1- خوان کاظم ،بهرام : عدالت واندیشه های سیاسی اسلام ،قم ، موسسه بوستان کتاب،1382.

 2- بیات ،اسدالله :میزان عدالت ،تهران ،مسعی،1379.


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در شنبه ۱۳ آبان ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()