کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
چهل حدیث حضرت امام موسی کاظم(ع)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

1- قالَ الإمام موسى بن جعفر الکاظم (علیه السلام) :

... أستغفر الله الذی لا إله إلا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذو الجلال و الإکرام و أسأله أن یتوب علی توبة عبد ذلیل خاضع فقیر بائس مسکین مستجیر لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا ثم تقول اللهم إنی أعوذ بک من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع و من دعاء لا یسمع اللهم إنی أسألک الیسر بعد العسر و الفرج بعد الکرب و الرخاء بعد الشدة اللهم ما بنا من نعمة فمنک لا إله إلا أنت أستغفرک و أتوب إلیک.

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمود: ... از خدایی که معبودی جز او نیست طلب آمرزش می کنم. اوست که زنده و بی آغاز و بی مانند و بخشنده و بخشایشگر و صاحب والایی و ارجمندی می باشد، و از او می خواهم توبه بنده خوار و فروتن و بی چیز و بیچاره و مسکین و پناهنده که برای خود صاحب سود و ضرر و مرگ و زندگی و برانگیختنی نیست، بپذیرد. سپس بگو: خدایا همانا من از نفسی که سیر نمی شود و قلبی که خاشع نمی گردد و دانشی که سود نمی رساند و دعایی که شنیده نمی شود به تو پناه می آورم. بارالها من از تو آسانی را بعد از سختی و خرسندی را بعد از اندوه و فراخی را بعد از تنگی می خواهم. خدایا هر نعمتى که در اختیار ماست از جانب توست. جز تو معبودی نیست از تو طلب آمرزش می کنم و به سوی تو باز می گردم(توبه می کنم).

 


 

2- قالَ(علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

فرمود: نیست بلائى که بر مؤمن وارد شود مگر آن که به وسیله دعا سریع بر طرف مى گردد؛ و چنانچه دعا نکند طولانى خواهد شد، پس هنگامى مصیتى و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع کنید.

 3- قالَ(علیه السلام) : لَیْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَهُوَ یُهَیِّجُ داءً، وَلَیْسَ شَیْءٌ فِی الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاکِ الْیَدِ إلاّ عَمّا یَحْتاجُ إلَیْهِ.

فرمود: هیچ داروئى نیست مگر آن که در اثر عوارض جنبى آن دردى دیگر را تهییج و تحریک مى نماید; و هیچ درمانى بهتر و سود مندتر از امساک و خوددارى نیست مگر در حال نیاز و ضرورت.

 4- قالَ(علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلایَعْرِفُونَهُ.

فرمود: خداوند متعال رحمت کند بنده اى را که در مسائل دینى تفقه و تحقیق نماید و نسبت به مردم شناخت پیدا کند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.

 5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما یَخافُونَ، وَأدُّوا الاْمانَهَ، وَعَمِلُوا بِالْحَقِّ.

فرمود: اهل زمین مورد رحمت هستند، مادامى که خوف و ترس - از گناه و معصیت داشته باشند - ، اداى امانت نمایند و حقّ را دریابند و مورد عمل قرار دهند.

 6- قالَ (علیه السلام) : بِئْسَ الْعَبْدُ یَکُونُ ذاوَجْهَیْنِ وَذالِسانَیْنِ.

فرمود: بَدْ شخصى است آن که داراى دو چهره و دو زبان مى باشد [که در پیش رو چیزى گوید و پشت سر چیز دیگر].

 7- قال (علیه السلام) : مَنِ اسْتَشارَ لَمْ یَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَعِنْدَالْخَطإ عاذِراً.

فرمود: کسى که در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت کند، چنانچه درست و صحیح عمل کرده باشد مورد تعریف و تمجید قرار مى گیرد و اگر خطا و اشتباه کند عذرش پذیرفته است.

 8- قالَ (علیه السلام) : مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَکَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ یعنی الشّیطان.

فرمود: هر کسى عقل و تدبیرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش یعنى ; شیاطین - إنسى و جنّى و نیز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فریبند و منحرف مى شود.

 9- قالَ (علیه السلام): ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.

فرمود: چیزى با فضیلت تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده است، (تا جائى که) خواب عاقل افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.

 10- قالَ (علیه السلام) : لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّیقِ، وَلا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَیْئاً.

فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نروید; همچنین سعى شود با معده خالى داخل حمام نروید، بلکه حتّى الامکان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخورید.

 11- قالَ (علیه السلام) : اِیّاکَ وَالْمِزاحَ، فَاِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ ایمانِکَ، وَیَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَکَ.

فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بى جا ـ چون که نور ایمان را از بین مى برد و جوانمردى و آبرو را سبک و بى اهمیّت مى گرداند.

 12- قالَ (علیه السلام) : اللَّحْمُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَکُ یُذیبُ الْجَسَدَ.

فرمود: خوردن گوشت- قرمز- ، موجب روئیدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد; ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.

13- قالَ (علیه السلام) : مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ، وَمَنْ حَسُنَتْ نیَّتُهُ زیدَ فی رِزْقِهِ، وَمَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَأهْلِهِ مُدَّ فی عُمْرِهِ.

فرمود: هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکیه است، هر که فکر و نیّتش نیک باشد در روزیش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و آشنایانش نیکى و احسان کند، عمرش طولانى خواهد شد.

 14- قالَ (علیه السلام) : اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَیْهِ الْمَلائِکَهُ وَبُقاعُ الْاَرضِ.

فرمود: زمانى که مؤمن بمیرد، فرشتگان و ممتازترین قسمتهای زمین براى او گریه مى کنند.

 15- قالَ (علیه السلام) : الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ کُلِّ خَیْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً کانَ خَیْراً لَهُ، وَلَوْ وَلّى شَرْقَها وَغَرْبَها کانَ خَیْراً لَهُ.

فرمود: مؤمن [همیشه، در همه حالات] در معرض خیر و سعادت خواهد بود، چنانچه [در سختى قرار گیرد و] بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برایش خیر و خوشبختى است; و اگر هم تمام شرق و غرب دنیا در اختیارش قرار گیرد، نیز برایش خیر و سعادت است.

 16- قالَ(علیه السلام): إِنَّهُمْ طَالَ مَا اتَّکَوْا عَلَى الْأَرَائِکِ فَقَالُوا نَحْنُ شِیعَةُ عَلِیٍّ إِنَّمَا شِیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ صَدَّقَ قَوْلَهُ فِعْلُه.

فرمود: اینها دیر زمانى است که بر بالشها تکیه زده‏اند و گفته‏اند: ما شیعه على هستیم و حال آنکه شیعه على تنها آن کسى است که کردارش گفتارش را تصدیق کند.

 17- قالَ (علیه السلام) : أداءُ الاْمانَهِ وَالصِّدقُ یَجْلِبانِ الرِّزْقَ؛ وَالْخِیانَهُ وَالْکِذْبُ یَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَالنِّفاقَ.

فرمود: امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند; ولیکن خیانت در امانت و دروغ گویى موجب فلاکت و بیچارگى و سبب تیرگى دل مى باشد.

 18- قالَ (علیه السلام) : أبْلِغْ خَیْراً وَقُلْ خَیْراً وَلا تَکُنْ إمَّعَة.

فرمود: نسبت به هم نوع خود خیر و نیکى داشته باش، و سخن خوب و مفید بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئولیّت قرار مده.

 19- قالَ (علیه السلام) : تَفَقَّهُوا فی دینَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَةِ، وَتَمامُ الْعِبادَةِ، وَالسَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفیعَةِ وَالرُّتَبِ الْجَلیلَةِ فِى الدّینِ وَالدّنیا.

فرمود: مسائل و احکام اعتقادى و عملى دین را فرا گیرید، چون که شناخت احکام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، کلید بینایى و بینش و اندیشه مى باشد و موجب تمامیّت کمال عبادتها و اعمال مى گردد; و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنیا و آخرت است.

 20- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَى العابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَواکِبِ، وَمَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فی دینِهِ لَمْ یَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.

وَ قالَ (علیه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَصَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلکِنْ قَرِّبْهُ وَعَلِّمْهُ.

فرمود: ارزش و فضیلت فقیه بر عابد همانند فضیلت خورشید بر ستاره ها است; و کسى که در امور دین فقیه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.

و نیز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظیم و احترام کن و با او منازعه منما، و اعتنایى به جاهل مکن ولى طردش هم نگردان، بلکه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعلیمش بده.

 21- قالَ (علیه السلام) : دَخَلْتُ إلَیْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه یُصَلِّی عَلَیْها، وَخاتَم یَتَخَتَّمُ بِهِ، وَسِواک یَسْتاکُ بِهِ، وَسُبْحَه مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ (ع) فیها ثَلاثٌ وَثَلاثُونَ حَبَّةً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَةً، وَإذا قَلَّبَها ساهِیاً یَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً.

فرمود: شیعیان و دوستان ما [در هر حال و در هر کجا که باشند] از چهار چیز نباید بى نیاز باشند: 1- جانمازى که بر آن نماز بخوانند 2- انگشترى که در دست نمایند 3- مسواکى که دندانهاى خود را به وسیله آن مسواک کنند 4- و تسبیحى از تُربت امام حسین (علیه السلام) که داراى 34 دانه باشد و به وسیله آن ذِکر گوید، که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نماید; و چنانچه آن را دست گیرد ، بدون آن که ذِکرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.

 22- قالَ (علیه السلام) : صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِکُلِّ مُؤمِن.

فرمود: انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزدیک مى نماید.

 23- قالَ (علیه السلام) : مَثَلُ الدّنیا مَثَلُ الْحَیَّةِ، مَسُّها لَیِّنٌ وَ فی جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، یَحْذَرُهَا الرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَیَهْوى اِلَیْهَا الصِّبْیانُ بِأیْدیهِمْ.

فرمود: مَثَل دنیا همانند مار است که پوست ظاهر آن نرم و لطیف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ کشنده اى است که مردان عاقل و هشیار از آن گریزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق می ورزند.

 24- قالَ (علیه السلام) : فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.

فرمود: افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه [مستحبى] بهتر است.

 25- قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغیرِ.

فرمود: بوسیدن لب ها و دهان ـ براى یکدیگر در هر حالتى ـ صحیح نیست مگر براى همسر و یا فرزند کوچک.

 26- قالَ (علیه السلام) : مَنْ نَظَرَ بِرَأیْهِ هَلَکَ، وَمَنْ تَرَکَ أهْلَ بَیْتِ نَبیِّهِ (صلّى الله علیه وآله وسلّم) ضَلَّ، وَمَنْ تَرَکَ کِتابَ اللهِ وَقَوْلَ نَبیِّهِ کَفَرَ.

فرمود: هر کس به رأى و سلیقه خود اهمیّت دهد و در مسائل دین به آن عمل کند هلاک مى شود، و هرکس اهل بیت پیغمبر (صلّى الله علیه وآله وسلّم) را رها کند گمراه مى گردد، و هرکس قرآن و سنّت رسول خدا را ترک کند کافر مى باشد.

 27- قالَ (علیه السلام) : إن الصلاة فی الصف الاول کالجهاد فی سبیل الله عزوجل.

فرمود: نماز در صف اول جماعت همانند جهاد در راه خداوند متعال است.

 28- قالَ (علیه السلام) : التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.

فرمود: تواضع و فروتنى آن است که آن چه دوست دارى، دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.

 29- قالَ (علیه السلام) : یُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ فی صِغَرِهِ لِیَکُونَ حَلیماً فی کِبَرِهِ وَیَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ یُوَسِّعَ عَلى عَیالِهِ لِئَلاّ یَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.

فرمود: بهتر است پسر را در دوران کودکى به کارهاى مختلف و سخت، وادار نمایى تا در بزرگى حلیم و بردبار باشد; و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نیاز کند تا آرزوى مرگش را ننمایند.

 30- قالَ (علیه السلام) : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فی کُلِّ یَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَإنْ عَمِلَ سَیِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَیْهِ.

فرمود: از شیعیان و دوستان ما نیست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده، سعى کند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نماید.

 31- قالَ (علیه السلام) : ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَیُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشیکاً، وَ ما مِنْ بَلاء یَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَیُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَویلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

فرمود: بلا و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن که خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد که به درگاه بارى تعالى دعا نماید; و آن بلا سریع بر طرف خواهد شد.

و چنانچه از دعا خود دارى نماید، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد.

پس هر گاه فتنه و بلایى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائید.

 32- قالَ (علیه السلام) : ما فِى الْمیزانِ شَیْیءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد (صلوات الله علیهم اجمعین).

فرمود: در میزان الهى نیست عمل و چیزى، سنگین تر از ذکر صلوات بر محمّد و اهل بیتش (صلوات الله علیهم اجمعین).

 33- قالَ (علیه السلام) : قَلیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ کَثیرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.

فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اجر خواهد داشت گرچه قلیل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زیاد کار و خدمت و عبادت کند پذیرفته نخواهد بود.

 34- قالَ (علیه السلام) : وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزیدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزیدُ فى شَخْمِ الْکُلْیَتَیْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.

فرمود: موهاى بدن ـ زیر بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و کمبود آب کمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سینه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقویت تمامى آن ها مى باشد.

نوره . [ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) چیزی است که برای دور کردن مو از بدن به کار برند، و آن آهک و زرنیخ به هم ساییده است . (از غیاث اللغات ). حلاق الشعر. (برهان قاطع).آهک ۞ . (جهانگیری ). نوره را از آن جهت نوره گویند که اندام را روشن و سفید و تازه کند. (از ترجمه ٔ صیدنه ). موی بر. مرکّبی که از آهک و زرنیخ و خاکستر و امثال آن کنند و به طلاء آن موی از تن بشود، فارسی آن آهک است . (بحر الجواهر از یادداشت مؤلف ). واجبی . طین . حنازرد. (یادداشت مؤلف ). تنویر. دارو. || نشان ستور. || قطران . || زن نیک جادوگر. (منتهی الارب ).

 35- قالَ (علیه السلام) : ثَلاثَهٌ یَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَةِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِ الْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.

فرمود: سه چیز بر نورانیّت چشم مى افزاید: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زیبا.

 36- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّة، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِکَ الْحُجَّةُ.

فرمود: همانا زمین در هیچ موقعیّتى خالى از حجّت خدا نیست و به خدا سوگند که من خلیفه و حجّت خداوند هستم.

 37- قالَ (علیه السلام) : ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ کَفَّتَىِ الْمیزانِ کُلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ.

فرمود: مؤمن همانند دو کفّه ترازو است، که هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.

 38- قالَ (علیه السلام) : إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَیْسَ عَلَیْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِکَ إلَیْنا.

فرمود: شما مأمور شده اید که ـ از ما اهل بیت رسول الله ـ سؤال کنید، ولیکن جواب و پاسخ آن ها بر ما واجب نیست بلکه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهیم وگرنه ساکت مى باشیم.

 39- قالَ (علیه السلام) : ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فی غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فی دینِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّیاسَةِ.

فرمود: خطر و ضرر علاقه به ریاست براى مسلمان بیش از دو گرگ درّنده اى است، که به گله گوسفندى که چوپان ندارند حمله کنند.

 40- قالَ (علیه السلام) : الإیمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَة، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإیمانِ بِدَرَجَة، وَ الْیَقینُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَیْیءٌ أقَلُّ مِنَ الْیَقینِ.

فرمود: ایمان، یک درجه از اسلام بالاتر است؛ تقوى نیز، یک درجه از ایمان بالاتر است؛ یقین، یک درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد؛ و درجه اى کمتر از مرحله یقین در بین مردم ثمره بخش نخواهد بود.

 منابع روایات:

 

[1] - الکافی، ثقة الإسلام کلینى‏  ج 1 ص 12 ح 11؛ مشکاة الانوار، علی بن حسن طبرسی : ص 251. [2] - اصول کافی: ج 2، ص 471، ح 2. وسائل الشّیعه: ج 7، ص 44، ح 8674. [3] - کافی: ج 8، ص 273، ح 409. وسائل الشّیعه: ج 2، ص 408، ح 2490. بحار: ج 59، ص 68، ح 18. [4] - نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر حلوانى: ص 122، ح 2. [5] - تهذیب الأحکام: ج 6، ص 350، ح 991، وافى: ج 4، ص 433، ح 2273. [6] - تحف العقول: ص 291، بحارالأنوار: ج 1، ص 150، ضمن ح 30. [7] - نزهه الناظر و تنبیه الخاطر: ص 123، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 37. [8] - نزهه الناظر و تنبیه الخاطر: ص 124، ح 15. [9] - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1. [10] - وسائل الشّیعه: ج 2، ص 52، ح 1454. [11] - وسائل الشّیعه: ج 12، ص 118، ح 15812. [12] - وسائل الشیعه: ج 25، ص 78، ح 21240.   

[13] - تحف العقول: ص 388، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 303، ضمن حدیث 25. [14] - اصول کافى: ج 1، ص 38، بحارالأنوار: ج 82، ص 177، ح 18. [15] - کتاب التمحیص: ص 55، ح 109، بحار الأنوار: ج 64، ح ص 242، ح 79. [16] - کافی ، ج 8 ، ص 228 ، ح 290. [17] - تحف العقول: ص 297، بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4. [18] - تحف العقول: ص 304، بحارالأنوار: ج 2، ص 21، ح 62، و ج 75، ص 325، ح 2. [19] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 247، ح 13. [20] - تحف العقول: ص 303 و ص 209. [21] - تهذیب الأحکام: 6/75، ح 147، بحار الأنوار: 101/132، ح 61.[22] - وسائل الشیعه: ح 4 ص 73، ح 4547. [23] - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30. [24] - الکافى، ج 4 ص 68، ح 2. [25] - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 246، ح 12. [26] - اصول کافى: ج 1 ص 72 ح 10. 

[27] - وسائل الشیعه، ج5، ص 387. [28] - وسائل الشّیعه: ج 15، ص 273، ح 20497. [29] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 479، ح 27805. [30] - وسائل الشّیعه: ج 16، ص 95، ح 21074. [31] - الکافی: ج 2، ص 471، ح 2، وسائل الشّیعه: ج 7، ص 44،ح 8674. [32] - أصول کافى: ج 2، ص 494، ح 15. [33] - تحف العقول: ص 286، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14. [34] - وسائل الشّیعه: ج 2، ص 65، ح 1499. [35] - وسائل الشّیعه: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقى: ص 622، ح 69. [36] - کافى ج 1 ص 179 ح 9. [37] - تحف العقول: ص 301، بحارالأنوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3. [38] - مستدرک الوسائل: ج 17، ص 278، ح 35. [39] - وسائل الشّیعه: ج 15، ص 350، ح 1، مستدرک: ج 11، ص 381، ح 1. [40] - وافى: ج 4، ص 145، ح 1، بحارالأنوار: ج 67، ص 136، ح 2.


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()