کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
روز جهانی مسجد گرامی باد

عوامل مؤثردرجذب نسل جوان به مسجد

مقدمه

دوران نوجوانى و جوانى، هر کدام نسبت به دوره پیش از خود مرحله مستقلى از حیات به حساب مى آید; دوره اى که به علت وجود تمایلات متضاد، عده اى از دانشمندان آن را مبهم ترین دوران زندگى مى شمارند. با همه بررسى ها و تجزیه و تحلیل هایى که در این زمینه به عمل آمده است، باز هم نقاط مبهم و تاریک بسیارى در آن وجود دارد.

دوران نوجوانى و به خصوص مرحله بلوغ را ولادتى تازه ذکر مى کنند و این به دلیل ویژگى هاى آن است، به گونه اى که گویى رابطه اى بین این فرد با دنیاى سابقش وجود ندارد; دوره اى کاملاً مستقل و از لحاظ تجربه کاملاً متفاوت با گذشته.

این مرحله از حیات سن خواستن، به شگفت آمدن، طرد و گاهى تمکین، سر فرود آوردن، نفى و انکار، حمله و سرکوب کردن است، سن مبارزه و تلاش و کار و کوشش است; به همراه رشد بدن، عواطف و احساسات گرم و آتشین نیز در آن پدید مى آید، سن خود نمایى و غرور است، سن بلند پروازى است، سن استقلال طلبى است، هیجان و بى قرارى است، افراط و تندروى است و در عین حال، سن خودشناسى و به خود آمدن است.

اسلام این نسل را از بزرگ ترین سرمایه ها تلقى کرده و از نیرویشان در جهت خیر و سعادت استفاده نموده است. از شور و نشاط جوانان، از قدرت جسمى شان استفاده بسیارى برده شده و بسیارى از مشکلات جامعه اسلامى زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طریق آنان رفع گردیده است.


پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از همان آغاز، توجهى فوق العاده به این نسل داشتند و با استفاده از زمینه فطرى آن ها کوشیدند آنان را به اصول اخلاقى و مذهبى آشنا کنند و به سوى خیر جهت دهند. در دوران پیش از هجرت، همین نوجوانان با نمایش برنامه مذهبى و نماز و دعایشان مشرکان را به تعجب و ستوه آوردند. سعدبن مالک هفده ساله از مبارزان سر سخت مشرکان، نمونه اى از این جوانان است.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با ملاحظه شرط صلاحیت و ایمان و عقل و هوش آنان و علم و اخلاق و تدبیرشان به برخى از آنان مسؤولیت هایى مى دادند; مصعب بن عمیر نخستین مأمور اعزامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به مدینه براى تبلیغ اسلام بود، در حالى که سن و سال کمى داشت، عتاب جوانى 21 ساله و نخستین فرماندار مکّه از سوى پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از پیروزى اسلام بود، اسامه جوان هجده ساله، فرمانده سپاه اسلام در جنگ با روم بود.6

این جوانان و افراد مشابه دیگر از آغاز، خود را براى تحمل هرگونه آزار و شکنجه آماده کرده و براى دفاع از حریم اسلام صف بسته بودند. این هنر رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) بود که توانست از این قدرت ها و توانایى ها براى عزت و سعادت اسلام و جامعه شان استفاده کند و از هدر رفتن این نیروها جلوگیرى نماید.

مرحله بلوغ و نوجوانى فرصتى است بزرگ و طلایى که اگر در این دوران، جوانان نیکو پرورش یابند، موانع و مشکلات تربیت و هدایت از سر راهشان برداشته شود، مى توانند نیرویى شگفت انگیز در خدمت سعادت خود و دفاع از جامعه و ارزش هاى انقلاب اسلامى باشند.

خطر مهم این است که بسیارى از نوجوانان و جوانان به علت بى بند بارى، هیجانات، و بى قرارى ها، افکار تند و بى حساب، وهم و خیال و طغیان، تن به افراط و تندروى داده، یا به کارهاى ناپسند و خطر آفرین و هولناک دست مى زنند.

از سوى دیگر، اینان نیاز دارند به قدرت و اهمیت خود پى برند و خود را آن چنان که هستند، پذیرا شده، محترم بشمارند و براى خود ارزش و کمال قایل شوند. آنان نیاز به مربیانى دارند که به صورت غیرمستقیم و البته گاهى نیز مستقیم آن ها را به خواسته هایشان برساند و به سوى هدف راهنمایى شان نماید.

توصیه اسلامى در رابطه با طرز برخورد و طرز تلقى از نوجوانان و جوانان این است که آنان را باید چون وزیر و مشاورى براى خود برگزید و در کارها و حوادث، آن ها را هم راه خویش و هم قدم خود به حساب آورد و با مشاوره ها و هدایت ها، آن ها را به تدریج در حل مسائل و مشکلات یارى داد.

همه روان شناسان بین بلوغ و جهش ناگهانى احساسات مذهبى رابطه اى قایل اند و حتى مى گویند: نهضت مذهبى در بین آن ها که قبلاً نسبت به مذهب لاقید بودند دیده مى شود. تمایلات ایمانى و اخلاقى نشو و نماهاى مذهبى در آن ها زنده مى شود و علاقه مند مى کردند تا از علل و مفاهیم آن باخبر شوند.

شکفته شدن تمایلات اخلاقى، آنان را به جستوجوى حق و پى بردن به حقیقت مى فرستد و هم آنان را وامى دارد در این سن، به زهد و تقوا و عبادت روى آورند، مى کوشند درهاى معرفت را به روى خود بگشایند و فطریات نهفته شده را در خود بیدار سازند، عشق به خدا در آنان شدت مى یابد و یا احساس قبلى شان درباره خدا متفاوت مى گردد، جهش هاى عارفانه اى در آن ها پدید مى آید، روابط انسان با خدا که براى آنان بى مفهوم بوده، در این سن مفهوم پیدا مى کند.

به عقیده برخى از روان شناسان (استانلى هال)، این احساسات در حدود شانزده سالگى پیدا مى شود. برخى دیگر دوازده سالگى را سن آغاز آن ذکر کرده اند، با این تفاوت که با گذشت عمر، این مسأله تشدید مى شود و البته هر چه شدیدتر شود، تأثیر ایمان در افکار و اعمال بیش تر مى گردد.0

دوران بلوغ و ایام شباب براى نوبالغان و جوانان دوره توجه شدید به ارزش اشیا و زیبایى هاى زندگى در شؤون مختلف مادى و معنوى است. بدین روى، اخلاق آنان بر معیار ارزش هاى زندگى توسعه مى یابد و شخصیت شان بر همان اساس رشد مى کند.

براى آن که نوبالغان و جوانان به اخلاق حمیده و صفات پسندیده متخلق گردند و شخصیت آن ها به خوبى و شایستگى رشد نماید و در نتیجه، به سعادت واقعى نایل گردند، لازم است همواره به سه نکته اساسى متوجه باشند:

اول. ارزش ایّام عمر: جوانان باید بدانند که هر روز از ایام زندگى آنان به منزله یک واحد از مجموع نقد عمر آن هاست. در نظر اولیاى گرامى اسلام، خوشبختى و سعادت کامل نصیب کسانى مى شود است که از تمام لحظات عمر خود به درستى استفاده کنند و هر روز، به مقدار یک روز بر کمال معنوى و رشد شخصیت انسانى خویش بیفزایند.

دوم: ارزش هاى زندگى: در نظر بعضى از جوانان، علم و ایمان، فضیلت و تقوا، کار و کوشش و نظایر این ها بزرگ ترین ارزش زندگى است. اینان شخصیت خود را بر وفق این ارزش ها مى سازند و سیماى اجتماعى خویش را با دست یافتن به آن ها مى آرایند.

امام جواد(علیه السلام) از جدّش، حضرت على(علیه السلام) حدیث کرده است که فرمود: «معیار ارزش هر انسانى آن چیزى است که وى را نیکو مى کند و به او حُسن و جمال اجتماعى مى بخشد.»

جوانان موظفند با کمک تعالیم الهى و مربیان لایق، ارزش هاى واقعى و ثمربخش زندگى را به درستى تشخیص دهند و در انتخاب آن ها کمال دقت را معمول دارند و بهترین ایام عمر را در راهى صرف کنند که سرانجام به آنان عزّ اجتماعى و سعادت انسانى مى بخشد.

سوم. حدود ارزش هاى اخلاقى: نکته دیگرى که در رشد صحیح شخصیت جوانان اهمیت بسیار دارد، شناخت اخلاق پسندیده و تمییز آن از صفات ناپسند است. براى آن که جوانان در فراگرفتن اخلاق پسندیده و رشد شخصیت، به خطا نروند و دچار سیّئات اخلاقى نشوند، لازم است همواره از تعالیم دینى و برنامه هاى علمى استفاده کنند و با کمک راهنمایان شایسته و مربیان لایق، در راه پرورش خلقیات خویش قدم بردارند.

وظیفه مربیان نسل جوان این است که برنامه پرورش جوانان را طورى تنظیم نمایند که از طرفى، حاوى تمام ارزش هاى ایمانى و اخلاقى، علمى، عملى، جسمى، روانى، مادى و معنوى باشد و از طرف دیگر، کیفیت و کمیّت مواد برنامه را طورى اندازه گیرى کنند که اجراى آن براى جوانان سنگین و طاقت فرسا نباشد، و جد و نشاط آنان را درهم نشکند و به نیرو و قدرتشان آسیب نرساند.7

در آیین مقدس اسلام، توانایى و قدرت افراد و همچنین رغبت و نشاط آنان در اداى وظایف عبادى و انجام برنامه هاى تربیتى، مورد کمال توجه قرار گرفته و این مطلب ضمن آیات و روایات متعددى صریحاً خاطر نشان شده است;

ـ «لاَ یُکلِّفُ اللّهُ نَفساً اِلاّ وُسْعَها» (بقره: 286); خداوند به هیچ کس بیش از قدرت و تواناییش وظیفه اى را محوّل نمى کند.

ـ «عن ابى عبدالله(علیه السلام): قال: «لاتُکرهوا اِلى اَنفسِکم العبادةَ»;امام صادق(علیه السلام)فرمودند: عبادت خدا را با بى میلى به نفس خود تحمیل ننمایید.

نیمى از پیروزى و موفقیت جوانان در رشد شخصیت و نیل به سعادت، بر عهده مربیان لایق و مرتبط به برنامه جامع و متناسبى است که براى آن ها تنظیم مى کنند و نیم دیگر بر عهده خود جوانان و مربوط به طرز عمل آنان در اجراى آن برنامه ها.

وظیفه جوانان است که در راه رسیدن به ارزش هاى زندگى و تأمین خوش بختى هاى مادى و معنوى، از فرصت جوانى استفاده نمایند و نیروى خود را با اندازه گیرى صحیح در انجام وظایف مقرر، طبق برنامه تنظیم شده به کار اندازند و موجبات تعالى و رشد شخصیت خویش را از هر جهت فراهم آورند.

جوانان در راه نیل به ارزش هاى مشروع زندگى، باید مراعات اعتدال و اندازه گیرى را بنمایند و از افراط و تفریط بپرهیزند، عبادت به اندازه، کار به اندازه، استراحت به اندازه، ورزش به اندازه، و بالاخره همه چیز را با اندازه گیرى صحیح انجام دهند.

اولیاى گرامى اسلام(علیهم السلام) در برنامه هاى تربیتى خود، به این نکته عنایت کامل نموده و پیروان خویش را در اداى تمام وظایف علمى و عملى، عبادى و اقتصادى و مادى و معنوى از زیاده روى و افراط و نیز از مسامحه کارى و تفریط برحذر داشته اند

جوانانى که از برنامه هاى دینى و علمى بى نصیب مانده اند و جوانانى که مربى لایق نداشته و یا داشته ولى به دستورشان عملاً بى اعتنا بوده اند، همواره در معرض انحراف هاى اخلاقى و بیمارهاى روانى قرار دارند و احساسات پرشور و حساب نشده جوانى، آنان را به پرتگاه سقوط و تباهى سوق مى دهد.

جوانان از یک طرف، به دلیل کمى سن و نارسایى عقل و نداشتن تجربه کافى، مردم را کم تر مى شناسند و از نیرنگ هاى افراد خائن بى اطلاع اند و از طرف دیگر، بر اثر این که فطرت پاک انسانى در نهادشان دست نخورده و سالم مانده است، به همه مردم با چشم خوش بینى مى نگرند و تمام افراد را پاک و منزّه مى پندارند. به علاوه، احساسات تند و افراطى به آنان مجال بررسى و تحقیق نمى دهد و در کارها بى مطالعه تصمیم مى گیرند.

یکى از تمایلاتى که در همه جوانان به طور طبیعى وجود دارد و روى شخصیت شان اثر مى گذارد، علاقه به کارهاى نو و افکار جدید است. جوانان، ناخواسته تمام ممیزات طبیعى و صفات ثابت دوران شباب و اوضاع و احوال اختصاصى زمان خود را منعکس مى کنند. آنان شیفته مطالب و مقالات تازه و سبک هاى نوین روزگار خود مى باشند، به سخنان جدید با کمال دقت گوش مى دهند و درباره مطالب نو با علاقه فراوان گفتوگو مى کنند7

وقتى پیشواى گرامى(صلى الله علیه وآله) آیین جدید الهى و برنامه هاى نوین مذهبى خود را به مردم عرضه کرد و بزرگ ترین انقلاب سعادت بخش جهانى را پایه گذارى نمود، جوانان با شور و گرمى زایدالوصفى به آن دین مقدس گرویدند و با رهبرى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)به منظور امحاى عقاید غلط و سنن فاسد به پا خاستند و بر اثر مجاهده و کوشش پیگیر خود، توانستند در مدت کوتاهى محیط حجاز را از آن همه پلیدى و ناپاکى تطهیر کنند و جامعه عقب افتاده را به عالى ترین مدارج کمال برسانند.

یکى از مسائلى که لازم است مورد دقت و توجه واقع شود و دانستن آن براى نسل جوان ضرورت دارد، این است که صفات اخلاقى و عادات اکتسابى، که پایه اساسى و مایه اصلى شخصیت آدمى در ایام جوانى مى باشد، قابل تحول و تغییر است. به عبارت دیگر، تربیت هاى خوب و بد و عادات پسندیده یا ناپسندى که جوانان آن ها را در دوران کودکى و ایام بلوغ از محیط خانواده و اجتماع آموخته و بدان ها خو گرفته اند تخلف ناپذیر و غیرقابل اجتناب نیست، بلکه در شرایط مخصوص و مساعد، ممکن است همه آن صفات تغییر کند و صفات و عادات تازه اى جایگزین آن ها گردد.7

ناگفته نماند که عادات خوب و اخلاق پسندیده نیز مانند سیّئات اخلاقى تحوّل پذیر و قابل تغییر مى باشد. بنابراین، جوانانى که بر اثر تربیت هاى صحیح والدین و مربیان شایسته خود، از دوران کودکى خوب و با فضیلت بار آمده اند، مغرور نباشند و گمان نکنند که خلقیات پسندیده آن ها به هر صورت و در هر شرایطى، باقى و پایدار مى ماند و براى همیشه خوش بخت و سعادتمند خواهند بود، بلکه معاشرت هاى بد و محیط هاى فاسد مى تواند نتایج خوب دوران کودکى را نابود کند و خلق و خوى پسندیده آن ها را به عادات بد و صفات ناپسند تبدیل نماید.8

مکتب آسمانى اسلام، که تربیت صحیح و سعادت بخش خود را بر اساس احیاى تمایلات عالى انسانى و تعدیل غرایز و خواهش هاى نفسانى استوار نموده، به وسیله برنامه هاى علمى و عملى و از راه مراقبت در انجام فرایض دینى و تمرین وظایف عبادى و اخلاقى، پیروان خود را در احراز عادات پسندیده تقوا و مالکیت نفس و نیل به ملکات فاضله عدالت و اخلاق تشویق کرده است.

جوانان به دلیل علایق مذهبى، در مجالسى شرکت مى کنند که در آن بحث و گفتوگو مطرح باشد و بدین روى، نقش سازمان هاى مذهبى و اجتماعات و به خصوص مساجد، در این زمینه، مى تواند سرنوشت ساز باشد. هم بر اساس وظیفه انسانى و هم بر اساس تکلیف اسلامى، لازم است به هدایت و راهنمایى آنان پرداخت.

والدین به عنوان اولین مربیان جوان در محیط خانواده، مربیان مدارس در محیط مدرسه و متولّیان و گردانندگان امور مساجد به عنوان سومین و عمومى ترین محیط و جامعه تربیتى نقشى مهم و اساسى ایفا مى کنند.

تکیه بر مساجد به دلیل نقش تاریخى این پایگاه در زمینه تربیت و تعلیم از یک سو و جنبه دینى و مذهبى آن، که مطابق با فطرت پاک دوران جوانى و نوجوانى است، از سوى دیگر مى باشد. بنابراین، یکى از اساسى ترین وظایف والدین و مربیان تشویق و ترغیب قولى و عملى جوانان و نوجوانان به شرکت در برنامه هاى مساجد است.

توسعه و ارتقاى فعالیت هاى فرهنگى و سیاسى;

2- افزودن بر جاذبه هاى مسجد; مانند برگزارى کلاس هاى هنرى و علمى در رشته هاى گوناگون، تأسیس مکان هاى مناسب ورزشى و دعوت از مربیان با تجربه براى آموزش، برگزارى اردوهاى سیاحتى و زیارتى ، نمایش فیلم و اجراى تئاتر و مانند آن با رعایت موازین اسلامى.

3ـ تقویت مساجد از نظر امکانات ظاهرى; مانند رسیدگى به ساختمان مسجد، نظافت و امکانات گرمازا و سرمازا از آن جا که در حال حاضر، بیش تر مساجد زیر نظر مرکز رسیدگى به امور مساجد اداره مى شوند، این مرکز مى تواند با همکارى نهادهاى مستقر در استان ها و شهرستان ها، مانند اداره کل ارشاد اسلامى، سازمان تبلیغات اسلامى و پایگاه هاى بسیج، به تقویت مادى و معنوى مساجد همت گمارد.

4ـ یکى از عوامل مهمى که بر اساس نتایج تحقیق، نقش تعیین کننده اى در جذب نسل جوان دارد، «امام جماعت مسجد» و ویژگى هاى اخلاقى و رفتارى وى در برخورد با نمازگزاران است. بنابراین، دقت در انتخاب امام جماعت با ویژگى هاى خاص (خوش رفتارى با جوانان، برخوردارى از تقواى کافى و مانند آن) از نکات مهمى است که مرجع اعزام کننده باید مورد نظر قرار دهد.

5ـ از عواملى که در جذب نسل جوان به مسجد نقش زیادى دارد، طولانى نشدن نمازهاى جماعت است. امام جماعت با در نظر گرفتن این نکته، که جذب و پس از آن حفظ جوانان در مسجد، به ظرافت هاى خاصى نیاز دارد، باید تلاش نماید تا رعایت حوصله و وقت نمازگزاران، به ویژه قشر جوان، را بنماید.

6ـ تشکیل و تقویت کتابخانه مناسب براى مسجد و در اختیار داشتن کتاب هاى مفید و متنوع یکى دیگر از راهکارهاى جذب جوانان به مسجد مى باشد. براى جذب و استفاده بیش تر از امکانات کتابخانه، مى توان به برگزارى مسابقات کتابخوانى، قصه نویسى و خلاصه نویسى کتاب و مانند آن اقدام کرد.

7ـ بیان لطافت هاو ظرافت هاى نمازهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، ائمّه اطهار(علیهم السلام)، اصحاب والاتبارشان و علماى بزرگوار و رعایت اختصار در نمازهاى جماعت;

8ـ معرفى نماز به عنوان عالى ترین، زیباترین و رساترین سپاس ها از پروردگار در برابر نعمت هاى مادى که خداوند به ما عطا فرموده است;

9ـ بیان آثار معنوى نماز; مانند این که نماز موجب روشنى چشم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى باشد، نماز موجب دورى انسان از فحشا و منکر است و مانند آن;

10ـ تشویق و تحسین جوانان و نوجوانان نمازگزار با اعطاى جایزه هاى متنوع;

11- تبلیغات گسترده درموردنمازوتوجیه فوایدوارزشمندى آن.

  فهرست منابع

حسین بن السید احمد الوافى، تاریخ الکوفه، النجف، المکتبة المرتضویه، 1356 ق

ابواسحاق هلال ثقفى، الغمارات، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشار

محمدحسین زوار، جنگ میان دولت مصر و گروه هاى اسلامى

عباس سعیدى رضوانى، بینش اسلامى و پدیده هاى جغرافیایى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1368

جلال الدین فارسى، انقلاب تکاملى اسلام، تهران، آسیا، 1357

جلال الدین مدنى،تاریخ سیاسى معاصر ایران،قم،دفترانتشارات اسلامى، بى تا

محمد بن محمد النعمان مفید، الارشاد، ترجمه محمدباقر ساعدى، تهران، اسلامیه، 1364

رحیم نوبهار، سیماى مسجد، تهران، ستاد اقامه نماز، 1375

رحیم نوبهار، کوى دوست، تهران، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى، 1376

مجله مسجد، ش. 1 ـ 35

 


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()