کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
اول تیر روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی

تبلیغ و اطلاع رسانی دینی؛ گوهری ناشناخته

 

اول تیرماه در تقویم کشور ما «روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی» نامیده شده است. ماهیت دینی جامعه ما و حتی ابتنای نظام سیاسی بر مبانی اسلامی، اهمیت این موضوع را در کشور ما مضاعف کرده است. با این حال به نظر می رسد هنوز هم، چه در میان نخبگان و چه در افکار عمومی، ارزش تبلیغ و جایگاه مُبلِّغان، آنگونه که باید، شناخته نشده است.


 


گرایش انسان به مذهب فطری است و به لطف خدا ایرانیان در پاسخ مثبت به این خواسته فطری و تقویت آن همیشه پیشگام و زبانزد بوده اند. استقبال گرم آنان از اسلام و پیشتازی در دفاع ایثارگرانه از دین و نیز خدمات منحصر به فردی که در تبیین و تبلیغ معارف الهی از خود نشان داده اند، قابل انکار نیست. با این حال آسیب شناسی در این حوزه ضروری است تا دستاوردها و افتخارات تاریخی همچنان پایدار  و بالنده باشند.

اهمیت و ارزش تبلیغ

نخستین نکته ای که توجه به آن ضروری است بازشناسی جایگاه تبلیغ و ارزش مبلغان است. واقعیت آن است که خصوصاً در میان نخبگان، اهمیت اطلاع رسانی دینی و آثار آن شناخته شده نیست و یا حداقل بروز و ظهوری (در مقام اثبات) ندارد. این در حالی است که قرآن با تعجب می پرسد: «کیست خوش گفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و بگوید: من [در برابر خدا] از تسلیم شدگانم؟» و پیامبر خدا به امیرمومنان فرمود:

« اى على! اگر خداوند به دستان تو انسانى را هدایت کند، از آنچه خورشید بر آن تابیده و غروب کرده، براى تو بهتر است، و براى توست ولایت او، اى على!».

افتاء یا تبلیغ؟!

استاد شهید مرتضی مطهری حتی مقام تبلیغ را با مقام افتاء و مرجعیت مقایسه می کند و می گوید: «بعضى از مسائل هست که ما بحق ارزش آن مسائل را درک کرده ایم. چون ارزشش را یعنى سطحش را درک کرده ایم، قهرا آن را در سطح خودش مى شناسیم. مثلا امر افتاء و فتوا دادن، خوشبختانه تا حد زیادى، لا اقل نود و پنج در صد جامعه ما مى شناسند که افتاء کارى است سنگین و در سطح بسیار بسیار بالا. نه افرادى زود جرات مى کنند که چنین ادعایى کنند و نه اگر افراد خوش اشتهایى این ادعا را کردند، جامعه زود مى پذیرد. جامعه این را احساس کرده که سطح این کار بالاست. ولى مساله دعوت مردم به سوى حق، مساله تبلیغ مردم، مساله ارشاد و هدایت مردم، مساله حرکت دادن مردم به سوى خدا که سخن، سخن حرکت دادن است[سطح آن شناخته نشده است.]»

گر چه به برکت وجود عالمان برجسته ای مانند حضرات آیات عظام جوادی آملی در قم و حاج شیخ مجتبی تهرانی در تهران که در دهه های اخیر ضمن افتاء و تدریس، از ابلاغ و تبلیغ فروگذار نکرده اند، آن فضا به شدت کمرنگ‌تر از دوران های گذشته شده است؛ اما هنوز هم گاهی  و تا اندازه‌ای پاسخگویی به نیازهای هر روز و حضور در زمان را تضحیه می دانند؛ از همان نوع که ازقول آیه الله العظمی خویی راجع به امثال علامه طباطبایی نقل شده است.

خوب است؛ اما نه برای تو!

مرحوم استاد مطهری نمونه ای از خود را نقل می کنند که بسیار شنیدنی است. ایشان در مقدمه کتاب داستان راستان نوشته اند:« در مدتی که مشغول جمع آوری و تنظیم و نگارش یا چاپ این داستانها بودم، به هر یک از رفقا که برخورد می‏کردم و می‏گفتم کتابی در دست تألیف‏ دارم مشتمل بر یک عده داستانهای سودمند واقعی، که از کتب احادیث یا کتب تواریخ و سِیَر استخراج کرده با زبانی ساده و سبکی این چنین نگارش‏ می‏دهم، تا در دسترس عموم قرار بگیرد، همه تحسین و تمجید می‏کردند و این‏ را بالاخص برای طبقه جوان کاری مفید می‏دانستند. بعضی ها از آن جهت که‏ تاکنون نسبت به داستانهای سودمند اخبار و احادیث این کار انجام نشده، این را یک نوع "ابتکار" تلقی می‏کردند و می‏گفتند: "جای این کتاب‏ تاکنون خالی بود"» ایشان سپس با درد و افسوس می افزایند: «از ذکر این نکته نیز نمی‏توانم صرف نظر کنم که  در مدتی که مشغول‏ نگارش یا چاپ این داستانها بودم، بعضی از دوستان ضمن تحسین و اعتراف‏ به سودمندی این کتاب، از اینکه من، کارهای به عقیده آنها مهم تر و لازم تر خود را موقتاً کنار گذاشته و به این کار پرداخته‏ام، اظهار تأسف‏ می‏کردند و ملامتم می‏نمودند که چرا چندین تألیف علمی مهم را در رشته‏های‏ مختلف به یکسو گذاشته‏ام و به چنین کار ساده‏ای پرداخته‏ام، حتی بعضی‏ پیشنهاد کردند که حالا که زحمت این کار را کشیده‏ای پس لااقل به نام خودت‏ منتشر نکن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبی دارد؟ گفتند اثری که به نام تو منتشر می‏شود لااقل باید در ردیف همان‏ اصول فلسفه باشد، این کار برای تو کوچک است. گفتم مقیاس کوچکی و بزرگی چیست؟ معلوم شد مقیاس بزرگی و کوچکی کار در نظر این آقایان‏ مشکلی و سادگی آن است، و کاری به اهمیت و بزرگی و کوچکی نتیجه کار ندارند، هر کاری که مشکل است بزرگ است و هر کاری که ساده است کوچک‏».

 


 
مشت؛ نمونه خروار

مطهری چنین ادمه می دهد: «اگر این منطق و این طرز تفکر مربوط به یک نفر یا چند نفر می‏بود، من‏ در اینجا از آن نام نمی‏بردم، متأسفانه این طرز تفکر - که جز یک بیماری‏ اجتماعی و یک انحراف بزرگ از تعلیمات عالیه اسلامی چیز دیگری نیست- در اجتماع ما زیاد شیوع پیدا کرده، چه زبانها را که این منطق نبسته و چه‏ قلمها را که نشکسته و به گوشه‏ای نیفکنده است؟ به همین دلیل است که ما امروز از لحاظ کتب مفید و مخصوصا کتب دینی و مذهبی سودمند، بیش از اندازه فقیریم، هر مدعی فضلی حاضر است ده سال‏ یا بیشتر صرف وقت کند و یک رطب و یا بس را به هم ببافد و به عنوان یک‏ اثر علمی، کتابی تألیف کند و با کمال افتخار نام خود را پشت آن کتاب‏ بنویسد، بدون آنکه یک ذره به حال اجتماع مفید فائده‏ای باشد. اما از تألیف یک کتاب مفید، فقط به جرم اینکه ساده است و کسر شأن است، خودداری می‏کند. نتیجه همین است که آنچه بایسته و لازم است نوشته نمی‏شود و چیزهایی که زائد و بیمصرف است پشت سر یکدیگر چاپ و تألیف می‏گردد. چه خوب گفته خواجه نصیر الدین طوسی:
      افسوس که آنچه برده‏ام باختنی است                بشناخته‏ها تمام نشناختنی‏ها است 
      برداشته‏ام هر آنچه باید بگذاشت                      بگذاشته‏ام هر آنچه برداشتنی است 
عاقبت الامر در جواب آن آقایان گفتم: این پیشنهاد شما مرا متذکر یک‏ بیماری اجتماعی کرده، و نه تنها از تصمیم خود صرف نظر نمی‏کنم، بلکه در مقدمه کتاب از این پیشنهاد شما به عنوان یک بیماری اجتماعی نام خواهم‏ برد. بعد به این فکر افتادم که حتما همان طور که عده‏ای کسر شأن خود می‏دانند که کتابهای ساده - هر چند مفید باشد - تألیف کنند، عده‏ای هم خواهند بود که کسر شأن خود می‏دانند که دستورها و حکمت هایی که از کتابهای ساده درک‏ می‏کنند به کار ببندند !»

ریشه یابی مشکل

اینک جای این سوال باقی است که به رغم وضوح مساله درفرهنگ اسلامی، چرا چنین غفلتی در فرهنگ ما به وجود آمده است؟ یا به تعبیر شهید مطهری «چرا ما در تاریخ اسلام از هر طبقه‏ای شخصیت های مبرز داشته‏ایم: ادباء بزرگ داشته‏ایم، حکماء بزرگ داشته‏ایم، فقهاء بزرگ داشته‏ایم، شعراء بزرگ داشته‏ایم، وعاظ و خطباء بزرگ داشته‏ایم، و کتاب و نویسندگان بزرگ داشته‏ایم، منجمین و ریاضیون بزرگ داشته‏ایم، سیاستمداران بزرگ داشته‏ایم، صنعتگران و هنرمندان بزرگ داشته‏ایم، ولی مصلحین نداشته‏ایم و از این‏ جهت ما خیلی فقیریم. البته کم و بیش "مصلح" در میان ما ظهور کرده‏ اما نه آن اندازه که انتظار می‏رود، با اینکه ما اصلی در اسلام داریم به‏ نام اصل امر به معروف و نهی از منکر. این اصل می‏بایست مصلحین زیادی به‏ وجود آورده باشد. البته نباید انتظار داشت که به همان اندازه که مثلا ادیب یا حکیم یا فقیه یا منجم و ریاضیدان داشته‏ایم می‏بایست مصلح‏ اجتماعی و دینی داشته باشیم. "مصلح" یک نبوغ و شخصیت و عمق نظر و دوراندیشی و گذشت دیگری لازم دارد و قهرا عزیز الوجودتر و قلیل الوجودتر است، ولی فکر می‏کنم به همان نسبت هم که بسنجیم باز نداشته‏ایم. چرا؟»

آن حکیم فرزانه می گوید: «این سؤالی است که فعلاً برای من مقدور نیست که بتوانم جوابی به آن بدهم. اینقدر مصلح نداشته‏ایم و سخن از اصلاح کمتر شنیده‏ایم که فکر نمی‏کنیم این‏ هم یک شأن بزرگی است و شایسته مردان بزرگ است. اگر به ما بگویند امیرالمؤمنین یا سید الشهداء سلام الله علیهما مردی بود حکیم، همه، معنای این کلمه را می‏فهمیم و این را مدحی برای آن حضرت می‏شماریم. و همچنین است اگر بگویند مردی بود فقیه و عارف به احکام الهی، یا بگویند مردی بود خطیب و فصیح و بلیغ. ولی اگر بگویند مصلح بود، چیزی از این‏ کلمه نمی‏فهمیم و چندان به نظر ما مهم نمی‏آید در صورتی که از همه شؤون بالاتر همین است، و خودشان هم همین اسم و همین‏ شأن را برای خود پسندیده‏اند.»

شرایط و صلاحیت‌های مُبلّغ

یکی از پیش نیازهای احیای جایگاه ارتباطات دینی و از بین بردن ذهنیت‌هایی که به آن اشاره شد، ساماندهی کارگزاران تبلیغ و تربیت مبلغان صالح است. دراینجا به طورخاص باید بر صلاحیت های علمی، اخلاقی و مهارت های رفتاری تاکید کرد.

این پیش فرض نباید پذیرفته تلقی شود که اشتغال به تبلیغ دین نیازمند دانش عمیق و گسترده نیست و متولیان نباید اجازه دهند هر کس به هر اندازه از دانش دینی و در هر زمان و به سلیقه خود به معرفی دین بپردازد.

برای همین است که قرآن کریم پیش از تشویق به تبلیغ، توصیه به تحصیل وتفقه می کند و با لحنی توبیخ آمیز می پرسد: «پس چرا از هر فرقه اى، دسته اى کوچ نمى کنند تا در دین، آگاهى پیدا کنند و قوم خود را ـ وقتى به سوى آنان باز گشتند ـ بیم دهنده باشند که آنان [از کیفر الهى] بترسند؟» و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمود: «دین خداوند متعال را تنها کسى یارى مى رسانَد که به تمام جوانب آن، احاطه داشته باشد.»

تاکید فرزانگان متقدم بر عبور از مراحل بالای تحصیلی برای تصدی تبلیغ از همین زاویه قابل تحسین است و عدم رعایت آن می تواند زمینه ساز ترویج مطالب سست، خرافات و گاهی بدعت‌های خطرناک گردد.

علاوه بر این صلاحیت های اخلاقی و رفتاری است. آنان که به دین دعوت می کنند، اگر خود در عمل آراسته به آموزه های دینی نباشند؛ نه تنها سودی ندارندکه به شدت زیان آور خواهند بود. برای همین است که پیشوایان ما (علیهم السلام) از ما خواسته اند که با کِردار خود دین را تبلیغ کنیم نه با گفتار؛ کُونُو دُعاةَ النّاسِ بغیرِ اَلسِنَتِکم.

امام حکیم و سفر کرده ما (ره) خطاب به طلاب گرانقدر می فرمودند: « شما وظایف سنگینی دارید. اگر در حوزه ها، به وظایف خود عمل نکنید و در صدد تهذیب خود نباشید و فقط دنبال فرا گرفتن چند اصطلاح بوده، مسائل فقهی و اصولی را درست کنید، در آتیه خدای نخواسته برای اسلام و جامعه اسلامی مضر خواهید بود. ممکن است ،العیاذ بالله، موجب انحراف و گمراهی مردم شوید. اگر به سبب اعمال،‌ کردار و رفتار ناروای شما یک نفر، گمراه شده، از اسلام برگردد، مرتکب اعظم کبائر می باشید و مشکل است توبه شما قبول گردد. چنانکه اگر یک نفر هدایت یابد- به حسب روایت- بهتر است از آنچه آفتاب بر آن می تابد.»

به نقل از محسن اسماعیلی


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()