کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
یکم تیر ماه روز اصناف

اول تیرماه هر سال، روز اصناف نام­گذاری شده است که البته دایره گسترده­ای دارد و شامل انواع شغل­ها و حرفه­ها می­شود. در نوشته پیش ­رو، با مراجعه به متون کهن فارسی، این موضوع (یعنی اخلاق اصناف و آداب کسب) را واکاویده ایم و برخی مطالب مرتبط را ـ ­چنان که خواهید دید ـ ارائه کرده­ایم.

 

 


سبب شناخت آداب کسب

می­دانیم که از یک سو بسیاری از اصناف، با کسب و تجارت کردن سروکار دارند از سوی دیگر، هر کسبی، آدابی دارد که شناخت آنها، موجب برکت و فزونی مال تاجر و کاسب می­شود. امام محمد غزالی در کیمیای سعادت، درباره لزوم شناخت آداب کسب می­نویسد:

نکته: «چون دنیا منزلگاه زادِ آخرت است و آدمی را به قوت و کِسوَت[1] حاجت است ـ و آن بی­کسب ممکن نیست ـ باید که آدابِ کسب بشناسد؛ که هر که همگی خویش به کسب دنیا دهد، بدبخت است و هر که همگی خویش به آخرت دهد و توکل کند، نیک­بخت است، ولکن معتدل­ترین آن است که هم به معاش مشغول باشد و هم به معاد، ولیکن باید که مقصود، معاد باشد و معاش برای فراغتِ اسبابِ معاد باشد».[2]

فضیلت پی روزی حلال بودن

کاسب و تاجر اگر بخواهند به حرام نیفتند و مال شبهه­ناک به زندگی­شان راه نیابد، ناگریز باید حلال و حرام در کسب­ها را بشناسد و پی روزی حلال باشند.

حکایت: «بدان که خویشتن را و عیال خود را از روی خلق، بی­نیاز داشتن و کفایتِ ایشان از حلال کسب کردن، از جمله جهاد است در راه دین، و از بسیاری عبادت، فاضل­تر است؛ که روزی رسول(ص) با اصحاب نشسته بود. بُرنایی[3] با قوّت، بامدادِ پگاه، بر ایشان بگذشت و به بازار همی شد به دکّان. صحابه گفتند: «دریغا! اگر این پگاه خاستنِ وی در راه خدای تعالی بودی!» رسول(ص) گفت: «چنین مگویید که اگر برای آن می­شود که خود را از روی خلق بی­نیاز دارد یا پدر و مادر خویش را یا زن و فرزند خویش را بی­نیاز دارد، وی در راهِ خدای تعالی است، و اگر برای تفاخر دنیا و لاف و توانگری همی شود، در راهِ شیطان است» .... و گفت: «بازرگانِ راست­گوی، روز قیامت با صدّیقان و شهیدان به هم خیزد».[4]

 

 

تجارت دین و تجارت دنیا

نجم­الدین رازی در مرصاد العباد، درباره تقسیم تجارت می­نویسد:

نکته: «بدان که تجارت دو نوع است: تجارت دنیا و تجارت آخرت، و تجارت دنیا هم بر دو نوع است: یکی آنکه از بهر نفع دنیایی است و بس، و دوم آنکه­ از بهر نفع آخرتی است و نفع دنیایی، خود تَبَع بُوَد... .[5]

اما آن تجارت که از برای نفع دنیای است و بس، به غایت مذموم است و حاصلش بی­حاصلی و و زَر و وبال و حساب و تبعت[6] آخرت، رنج آن خسران و زیادتش همه نُقصان و سودش همه زیان.

و اما آن تجارت که برای نفع آخرتی است آن است که حق تعالی می­فرماید: «رِجَالٌ لاتُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ»،[7] و این آیت را مفسران دو معنا گفته­اند: یکی آن­که به تجارت آخرتی تعلق دارد؛ یعنی مردانی­اند که به صورت تجارت و بیع دنیایی مشغول نشوند تا از خدای و ذکر خدای باز نمانند... .

معنی دوم آن است که به تجارت دنیایی تعلق دارد، ولیکن تجارتی که برای نفع آخرتی است؛ یعنی مردانی­اند که صورت بِیع و شِرا بر صورت ایشان اگرچه رود، ولیکن دل ایشان از ذکر خدای باز نماند».[8]

امام محمد غزالی نیز در این باره می­نویسد:

تمثیل: «بدان که هر که وی را تجارت دنیا از تجارت دین مشغول کند، وی بدبخت است، و چگونه بُوَد حال کسی که وی کوزه زرین به کوزه سفالین بدل کند، و کوزه سفالین مَثَل دنیاست و مَثَل آخرت، کوزه زرّین است که هم نیکوست و هم بسیار بماند».[9]

آداب تجارت

تجارت، آداب و شرایطی دارد که بازاریان، تاجران و به طور کلی اهل معامله باید آنها را رعایت کنند. در اینجا، این آداب را از قول مرصاد العباد برمی­شماریم:

توصیه: «پس شرایط آن­که تجارت برای رنج آخرت کند و صحبت انبیا و رسل، آن است که تقوا را شعار و دِثار[10] خویش سازد، و مال را، مال خدای داند و نیت آن کند که در مال خدای برای بندگان خدای به امر خدای و رضای خدای تصرف می­کنم، تا آن­چه بر آن، ربح پدید آید، آن را بر بندگان خدای صرف کنم، و خود را و عیال خود، یکی از آن جمله شمارد.

و از امانت و دیانت، هیچ دقیقه فرو نگذارد و در خرید و فروخت، انصاف نگاه دارد. به مُساهِله[11] خَرَد و فروشد... .

و البته در بِیع و شِرا، سوگند به راست و دروغ نخورد که حق تعالی بایِع حَلاّف[12] را دشمن دارد، و بر اندک ربحی قناعت کند که برکت، قرین[13] قناعت است و حُرمان،[14] قرین حرص که: «الحَریصُ المَحروم»... .

و مَتاع را در آن وقت که خَرَد، نکوهش نکند و در آن وقت که فروشد، مدح نگوید و عیب آن پنهان نکند».[15]

یاد خداوند و سفر آخرت

همه ما انسان ها، اگر چه در ظاهر، اقرار داریم که روزی رسان خداست، ولی با کمال تأسّف، این مطلب به باور قلبی­مان تبدیل نشده است و دنبال زیاده­خواهی و سودبری بیشتر هستیم. سعیدی شیرین­سخن در گلستان خود آورده است:

روایت: «یکی را شنیدم از پیران مربّی که مریدی را همی گفت: چندان که تعلّق خاطر آدمی­زاد است به روزی، اگر به روزی ده بودی، به مقام ملایکه درگذشتی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال

که بودی نطفه مدفون مدهوش

روانت داد و عقل و طبع و ادراک

جمال و نطق و رای و حکمت و هوش

ده انگشت مرتّب کرد بر کف

دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همّت

که خواهد کردنت روزی فراموش»[16]

نجم­الدین رازی نیز در مرصاد العباد، راجع به یاد آخرت بودن اهل تجارت، سخن زیبایی دارد:

توصیه: «باید که زندگانی چنان کند که چون وقت سفر آخرت درآید، جمله سود و سرمایه خویش از پیش فرستاده باشد، تا از پس مال خویش تواند رفتن. همچون بازرگانی که به سفری خواهد رفت، مال را از پیش بفرستد، او را در شهر قرار و آرام نماند و در آن کوشد که تا چگونه از پس مال برود، و آن ساعت که وقت رحیل[17] کاروان باشد، او را از آن وقت، خوش­تر نبود».[18]

در مذمت محتکران

برخی از طایفه اصنافِ بی­انصاف، وقتی نایابی کالایی را در بازار می­بینند، هر چه از آن را در اختیار دارند و هر چه می­توانند با لطایف الحیل گرد آورند، به انبار می­برند تا پس از مدتی، به چند برابر قیمت به مردمان بفروشند.

حکمت:«مُحتَکر، ملعون است، و محتکر آن بُوَد که طعام بخرد و بنهد تا گران شود، آن­گاه بفروشد. و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد تا گران شود و آن گاه همه به صدقه دهد، هنوز کفّارتِ آن نباشد». و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد به نیت گران شدن، خدای تعالی از وی بیزار است و وی از خدای تعالی بیزار است.» ... و علی(ع) می­گوید: «هر که چهل روز طعام بنهد، دل وی سیاه گردد».[19]

[1]. قوت و کسوت: خوردن و پوشیدن.

[2]. امام محمد غزالی، کیمیای سعادت، به کوشش: حسین خدیو جم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص 324.

[3]. برنایی: جوانی.

[4]. کیمیای سعادت، ص 325.

[5]. یعنی به دنبال نفع آخرتی می­آید.

[6]. تبعت: سختی.

[7] . نور: 37. مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خداوند باز نمی دارد.

[8] . نجم رازی، مرصاد العباد، به اهتمام: محمدامین ریاحی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، صص522-524.

[9] . کیمیای سعادت، ص 359.

[10] . دثار: لباس و روانداز.

[11] . مساهله: آسان­گیر.

[12]. حلاّف: بسیار سوگندخور.

[13]. قرین: همراه.

[14]. حرمان: بی­بهرگی.

[15]. مرصاد العباد، صص 525 و 526.

[16]. سعدی، گلستان، تصحیح و توضیح: غلام حسین یوسفی، تهران، خوارزمی، 1377، چ 5، ص 157.

[17]. رحیل: حرکت.

[18]. مرصاد العباد، ص 527

[19]. کیمیای سعادت، ج 1، ص 346.

به نقل از حوزه


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()