کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد کاج
به نام خدا،کانون فرهنگی هنری امام حسین (ع) مسجد حسینه کاج، در سال 1390 در روستای خورمیز سفلی، واقع در شهرستان مهریز تاسیس شد.هدف این وبلاگ ارسال مطالب فرهنگی هنری و گزارش عملکرد کانون می باشد.
18اسفند ماه سالروز تاسیس کانون های فرهنگی. هنری مساجد گرامی باد.

نقش و اهمیت مسجد در اسلام

مقدمه

در اسلام، مسجد جایگاهى به وسعت یک مکتب جامع و زنده و متناسب با هدف ها و آرمان هاى یک رسالت جهانى و ظرفیتى فراگیر و به فراخى تمامى انسان ها و همه بشریت دارد.

اسلام نظامى است که بر پایه ایمان به وحدانیت خداوند عزّوجل بنا نهاده شده و مسلمانان امّتى واحدند که نظام اسلامى آن ها را بر اساس یک سوگند مشترک گرد هم آورده است. بدین روى، مى توان گفت مسجد مرکز اسلام و خانه مسلمانان است و رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)صاحب دعوت اسلامى و روشن کننده مشعل این وحدت. او اولین کسى است که مسجد را با یک چهارچوب سیاسى، اجتماعى و فکرى بنا نمود و آن را مقر خویش قرار داد

دین اسلام تنها آیین نجات بخش و سعادت آفرین بشر است که در همه جنبه هاى زندگى، اعم از اعتقادى، اجتماعى، سیاسى، فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى، برنامه هاى جامع و کاملى تنظیم نموده و همه را براى آموختن این درس ها زیر چتر تعلیم و تربیت خود قرار مى دهد. از این رو، پیش از هر چیز، به کانونى پر جاذبه نیاز است که بتواند همه اقشار را به خود جذب نماید و در خود جاى دهد. بر این اساس، پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) در نخستین فرصتى که در راه دعوت به اسلام به دست آورد، به تأسیس مسجد به عنوان یک پایگاه مهم اجتماعى و تربیتى اسلام اقدام نمود و در اولین قدم، در فاصله زمانى کوتاهى که قریب هفده روز طول کشید، در بین راه هجرت به مدینه و در چند کیلومترى این شهر، اقدام به تأسیس مسجد قبا نمود و به تعلیم و تربیت مسلمانان پرداخت. پس از ورود به مدینه نیز اولین اقدام پیامبر(صلى الله علیه وآله) ساختن مسجد مدینه بود که قرن هاست پایگاه مقدس اجتماعى و تربیتى مسلمانان مى باشد. بر این اساس، هر روز که از عمر اسلام مى گذرد و این دین آسمانى در دل هاى شایسته و پاک نفوذ بیش ترى پیدا مى کند، بر تعداد مساجد افزوده مى شود. این موضوع بیش تر به این دلیل است که کلیه معارف و مظاهر اسلامى از مسجد سرچشمه مى گیرد و در دنیاى اسلام گسترش پیدا مى کند.


گردآوری: سیدناصرمیربلوکی

اهمیت مسجد در اسلام

در فرهنگ دینى، نام «مسجد» یادآور بندگى و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. «مسجد» یعنى: جایگاه سجده، و سجده اوج عبادت و بندگى انسان براى خداست; «السجودُ منتهىَ العبادةِ مِن بَنی آدم.»1 در حقیقت، برترین و اصیل ترین محل براى عبادت و تقربّ جستن به خداوند متعال مسجد است. بنابراین، در قرآن کریم بر جنبه هاى عبادى مسجد بیش از هر بعد دیگرى تکیه شده است.

مسجد جایگاه عبادت و پرستش خالصانه خداوند است; «و اَنَّ المساجدَ لِلّهِ فَلاَ تَدعُوا مَعَ اللَّهِ اَحداً.» (جن: 18) مسجد جایگاه زمزمه و نجواى صادقانه با معبود است; «وَ اَقیمُوا وُجوهَکُم عِندَ کُلِّ مَسجد وَادعُوهُ مُخلصینَ لَهُ الدّینَ». (حج: 4)

مسجد پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک است; «سُبحانَ الّذی اَسرى بِعبدهِ لیلاً مِن المسجدِ الحرامِ اِلىَ المسجدِ الاَقصى.»(اسراء:1) مسجد زیارتگاه خاص بارى تعالى است; «اَلا طُوبَى لِعبد تَوضَّأ فی بیتهِ ثُم زارنی فی بیتی»;2 خوشا به حال بنده اى که در خانه خویش وضو بگیرد، آن گاه مرا در خانه ام زیارت کند. (پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)) انوار تابناک و بى آلایش پرستش در مسجد، براى عرش نشینان پرتو افکنى مى کند، آن سان که ستارگان آسمان براى ما خاک نشینان نور افشانى مى کنند; «اِنَّ بیُوتی فِى الارضِ المساجدُ تُضىِءُ لاِهلِ السَّماءِ کما تُضىءُ النُجومُ لاِهلِ الاَرضِ.»3

کوتاه سخن آن که یکى از نقش هاى اساسى مسجد آن است که زمینه عبادت پر حضور و خالصانه را فراهم نماید تا مؤمنان در آن جا با پرداختن به نماز و ذکر و دعا، زنگار غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال ـ به معناى واقعى کلمه ـ انس بگیرند.

عبادت و راز و نیاز با خداوند نیاز واقعى و فطرى هر انسان و مکمّل، بلکه مقوم شخصیت اوست. گرچه عبادت در هر مکانى این نیاز روحى را به طور نسبى تأمین مى کند، ولى این نیاز در مسجد و عبادتگاه بهتر و کامل تر تأمین مى شود. بر این پایه، انسان بنا به فطرت خویش، معبد و مسجد را دوست مى دارد و بدان عشق مىورزد.

آشنایى و پیوند میان مؤمن با نخبگان و صالحان جامعه

مسجد با ایجاد آشنایى و پیوند میان مؤمن با نخبگان و صالحان جامعه، بسترى مناسب براى پرورش و تربیت روحى، اجتماعى وى فراهم مى کند. در مکتب تربیتى اسلام و بسیارى از مکتب هاى تربیتى دیگر، «انزواطلبى» و «جمع گریزى» بیمارى روحى شناخته مى شود، در حالى که اجتماعى بودن و جمع گرایى ـ در حد معقول آن ـ نشانه سلامت روح و روان انسان و تعادل فکرى او به حساب مى آید. مسجد با فراخوانى پیوسته مسلمانان به جمع، روح جمع گرایى، انعطاف و نظم پذیرى را در آنان تقویت مى کند. افزون بر آنچه گذشت، مسجد معمولاً جایگاه طرح مشکلات و مباحث اجتماعى است و به طور طبیعى، با حضور در چنین مکانى روح تعهد و دردمندى در فرد ایجاد مى شود.

آنچه اکنون به عنوان «معبد» در دیگر ادیان مطرح است، ارتباطى عمیق و ریشه دار با جامعه و مسائل اجتماعى ندارد. اما مسجد در ارتباط با مسائل اساسى و بنیادین جامعه، نهادى مؤثر و داراى جایگاه است. مسجد کانون رایزنى و مشورت است. خداوند متعال پیامبر خویش را فرمان داده تا در کارهاى مهم، با مردم مشورت کند: «و شَاوِرهم فِى الامرِ.» (آل عمران: 159) مسجد، پایگاهى است که رسیدن بدین مهم را عملى مى سازد. از این رو، نویسندگانى که مسجد را «مجلس شوراى مسلمانان» نام نهاده اند، سخنى گزاف نگفته اند.

رسم مسلمانان در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) این بود که هرگاه حادثه اى مهم رخ مى داد، منادى ندا مى داد: «الصلاةُ جامعة»; یعنى: براى نماز در مسجد جمع شوید. این جمله براى مردم آن زمان معنایى خاص داشت. مسلمانان از این ندا مى فهمیدند که یک امر الهى مطرح است.

مسجد خانه آشنایى با دردها و مشکلات اجتماعى و چاره اندیشى براى رفع آن هاست. امام خمینى(رحمه الله) در گفتارى، این نقش مسجد را مورد تأکید قرار داده، مى فرماید: «این مسجدالحرام و مساجد دیگر در زمان رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مرکز جنگ ها و سیاست ها و مرکز امور اجتماعى و سیاسى بوده; این طور نبوده است در مسجد پیامبر، همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد، مسائل سیاسى اش بیش تر بوده. اسلام مى خواهد که مردم آگاهانه براى مصالح مسلمین در آن جا فعالیت کنند.»

پایگاه عمومى مسلمانان

مسجد پایگاه عمومى مسلمانان و محل حضور قشرهاى گوناگون است. از این رو جایگاه مناسبى است براى تعاون اجتماعى مسلمانان و مشارکت آنان در رفع نارسایى هاى اجتماعى. مسجد در جایگاه اصیل خود، یک الگوى ارزش گذارى است، ارزش هاى فراموش شده در مسجد مطرح مى شود. در مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله)، گاهى کسانى یافت مى شدند که نه تنها از جهاد و ایثار بویى نبرده بودند، بلکه از راه هاى گوناگون، نفاق و دودستگى را در جامعه ترویج مى نمودند و عملاً با پیامبر(صلى الله علیه وآله) به رویارویى مى پرداختند. اما با این حال، انتظار داشتند در مسجد جایگاهى والا داشته باشند. امین الاسلام طبرسى در تفسیر خود، مى نویسد: عده اى از «مؤلفة قلوبهم» نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمدند و درخواست کردند در بالاى مجلس بنشیند و فقیران و خرقه پوشان مانند سلمان، ابوذر، صهیب، عمّار و خبّاب را از خود دور کند تا آن ها خود در کنار پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشند; زیرا حضور این افراد و مجالست آن ها با رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، مانع از شرکت ایشان در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همنشینى با حضرت مى گردید. با مطرح شدن این درخواست، آیه 28 سوره کهف نازل گردید: «وَ اصبِر نَفسکَ مَع الّذینَ یَدعُونَ رَبَّهُمِ بالغدّوةِ و العَشىِّ یُریدونَ وَجهَهُ وَلاتَعدُ عَیناکَ عَنهم تُریدُ زینةَ الحیوةِ الدّنیا و لاتُطِعٌ مَن اَغفلنا قلبَهُ عَن ذِکرِنا و اتَّبعَ هَویهُ و کانَ اَمرُه فُرُطاً»; شکیبا ساز خویش را با آنان که پروردگار خود را صبح گاهان و شبان گاهان مى خوانند و رضاى او را مى طلبند و یک لحظه از آنان چشم مپوش که به زینت هاى دنیا مایل شوى و هرگز از آنان که دل هایشان را از یاد خود غافل کردیم و تابع هواى نفس شدند و به تبه کارى پرداختند، متابعت مکن.

مسجد هرچند یک واحد اجتماعى کوچک، ولى نماد یک جامعه اسلامى و نمونه عینى حاکمیت ارزش هاى اسلامى است. بنابراین، تحقق ارزش هایى از قبیل تقوا، علم، جهاد، برادرى، مساوات و عدالت باید از مسجد آغاز شود.

مسجد وعدالت اجتماعى

از دیگر جنبه هایى که به نقش مسجد در زمینه هاى اجتماعى و سیاسى مربوط مى شود، نقشى است که این نهاد مقدس در گسترش عدالت در ابعاد گوناگون آن و مبارزه با ظلم و بى عدالتى ایفا مى کند. از هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) مسجد را بنا نهادند، همواره آنان که مورد تعدى و ستم قرار مى گرفتند به مسجد پناه مى آوردند و داد مظلومان از ظالمان در مسجد ستانده مى شد. قضاوت هاى امیرالمؤمنین(علیه السلام)در «دکّة القضاء» مسجد کوفه در امتداد همین نقش مسجد بوده است.

در بعد عدالت اجتماعى نیز مسجد همواره کانون مبارزه با ستم و بى عدالتى بوده است. به عنوان نمونه، مى توان به خطبه آتشین فاطمه زهرا(علیهما السلام)، که در دفاع از مقام ولایت و مبارزه با ستم بر اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مسجد النبى ایراد شد، اشاره کرد.

در دوران انقلاب اسلامى، مردم ایران علیه نظام ستم شاهى، جلوه هایى از نقش مسجد را در بعد ستم ستیزى، آشکارا مشاهده کردند، تا آن جا که مى توان انقلاب اسلامى ایران را «فرزند مسجد» برشمرد. اکنون نیز جلوه هایى از همین مبارزات مقدس را در برخى از کشورهاى اسلامى مانند الجزایر، فلسطین اشغالى و بحرین شاهدیم.

از دیگر نقش هاى اجتماعى و سیاسى مسجد، مى توان کارکرد مسجد را در پرورش نیروهاى متعهدى دانست که حکومت اسلامى به آن ها نیاز دارد; زیرا مسجد بار هدایت فکرى و تربیتى نیروهاى جامعه را بر دوش دارد. در سایه رفت و آمد به مسجد، خلق و خوى ها و آداب و منش هاى افراد تا حدّ زیادى هویدا مى شود. این شناسایى در روابط افراد با یکدیگر سازنده و مؤثر است. حاکمیت اسلامى نیز مى تواند از این رهگذر، نیروهاى متعهد و مورد نیاز خود را بشناسد.

مسجد بستر مناسبى براى تحقق امر به معروف و نهى از منکر مى باشد; زیرا مرکز حضور و تجمع نیروهاى زبده و برگزیده است; «لاَیأتی المسجدُ مِن کُلِّ قبیلة اِلاّ وافدُها و مِن کلِّ اهلِ بیت الاّ نَجیبُها.»1

مسجد پایگاه جوانان

مسجد پایگاه جوان مردانى است که در برابر تعرضّ به مقدسات دینى برمى آشوبند و عرصه را بر متجاوزان به حریم دین تنگ مى کنند. مسجد جایگاه گرد آمدن فرزندان مکتب است; آنان که با یک دست قرآن و با دستى دیگر سلاح برگرفته اند. این حضور نشان قدرت و عزت اسلام و مسلمانان است و سبب مى شود تا خیره سران نتوانند به حریم دین تجاوز کنند.1

از سوى دیگر، در سایه تجمع و انسجامى که مؤمنان در مسجد مى یابند، مى توان بهترین تشکّل مردمى را براى مبارزه با منکرات و مفاسد اجتماعى پى ریزى نمود. جامعه اى که در راه تحقق ارزش هاى اسلامى گام برمى دارد هیچ گاه از دستبرد و تجاوز دشمنان دین ایمن نمى ماند. «و لا یَزالونَ یُقاتلونَکم حتّى یَردُّوکم عَن دینِکم» (بقره: 217); کافران همواره با شما مى جنگند تا آن گاه که شما را از دینتان برگردانند.

مسجد وجهاد

همچنین در جهاد اسلامى، رسیدن به پیروزى همواره در گرو برخوردارى از نیروهاى رزمنده، مؤمن، معتقد و مکتبى است. مسجد در این زمینه، نقشى حیاتى ایفا مى کند; زیرا در حقیقت، رزمندگان مدافع اسلام، پرورش یافتگان مساجدند. دست پرورده مسجد گاه چنان به بار مى نشیند که حتى مربیان خود را نیز دچار شگفتى مى کند. آنان در نهایت، خار چشم دشمنان دین و مایه عزت و آبروى مسلمانان مى شوند. خداى تعالى ستم ستیزى این گونه مسلمانان پارسا و جهادگر را چنین ترسیم مى نماید: «و مَثَلهم فِى اِلانجیلِ کزرع اَخرجَ شَطْئهُ فَآزرهُ فَاستغلظَ فاَستوى عَلى سُوقِه یُعجبُ الزُّراعَ لِیغیظَ بِهم الکُفّارَ» (فتح: 29); مثل پیروان راستین پیامبر در انجیل، همچون نهالى است که جوانه خویش را از زمین بیرون مى آورد، نیرومند و استوار مى شود و بر پاى خویش مى ایستد تا آن که مایه خشم و غضب کافران مى شود.

در دوران ما نیز بوستان مسجد چنین گل هایى پرورد و امام خمینى(رحمه الله) درباره آنان فرمود: «شما ما را با فداکارى ها و خدمتتان خجل کردید. شما حجت را بر ما تمام کردید. شما با کارهاى خودتان سبب مباهات و افتخار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شده اید. شما امام زمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ را روسفید کردید. شما در پیشگاه خداوند متعال مقامى دارید که ما باید به شما غبطه ببریم.»1

مسجد; کانون مذهبى ـ اجتماعى

کار مسجد تنها عبادت نیست، مسجد به عنوان خانه خدا، در فقه اسلامى جایگاه ویژه اى دارد و براى آن احکام خاصى وضع شده است. مسجد جایگاه ارشاد و تبلیغ مسائل اسلامى است. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و سپس خلفا ارشادات خود را در مسجد بیان مى کردند و مسلمانان براى آموزش مسائل دینى به مساجد روى مى آوردند. بنابراین، مساجد در پى تغییر روحیات و خُلقیات مردم بر اساس موازین اسلامى بودند و در نهایت، ساختار اجتماع در جهت هماهنگى با اصول اعتقاد اسلامى تغییر مى یافت.

مسجد; کانون عبادى

علاوه بر این یکى از ارکان اساسى ادیان الهى و به ویژه اسلام، عبادت است. عبادت در معناى خاص آن، یعنى: راز و نیاز با خداوند و نجواى با او. جوهر و جان عبادت، حضور قلب و توجه دل به خداست .

بشر بر پایه فطرت خود، توحید و یگانگى خداوند را درک مى کند و ذات پاک حق را از وابستگى به زمان یا مکانى خاص منزّه مى داند. با این حال، گویا گرایش فطرى دیگرى نیز او را وادار مى کند تا در مکانى که انتساب بیش ترى با خداوند دارد، او را پرستش نماید و با او راز و نیاز کند. جایگاهى که منسوب به خداست، بهتر مى تواند بشر را از امواج دغدغه ها و اضطراب ها دور کند و به ساحل آرامش و اطمینان برساند.

مسجد مرکز اجتماع

از آغاز اسلام، از مسجد علاوه بر وظایف دینى و الهى، استفاده هاى دیگرى نیز شده است. این کار حتى پیش از هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)از مکّه به مدینه نیز صورت مى گرفت; مردم براى بحث در مسائل روزانه و براى کارهاى مهم دیگر گرد کعبه جمع مى شدند، پیامبر مى نشستند و افراد به ملاقات ایشان مى آمدند. و با آن حضرت به بحث و گفتوگو مى پرداختند.

با ساختن مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مدینه، استفاده از این مؤسسه جدید به عنوان مرکز تجمع مردم شروع شد. به زودى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)و پیروان او مسجد را به عنوان محل عبادت و مرکز تجمع خود در آوردند. این عقیده وقتى قطعى و واقعى به نظر مى رسد که مى بینیم فعالیت هاى متعددى در مسجد انجام مى گیرد. مى گویند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) به طور مرتب از همراهان خود در مسجد دیدن مى کردند، با آن ها درباره مسائل دینى و دیگر مسائل به گفتوگو مى پرداختند و براى جنگ ها نقشه مى کشیدند، نمایندگانى به نقاط دور دست مى فرستادند و هدایاى دولت ها و قبایل را دریافت مى داشتند، بیش تر اوقات چادرهایى در حیاط مسجد براى پذیرایى از مهمانان حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) بر پا مى گردید.

مسجد به عنوان یک مرکز اجتماعى از سه طریق، به مراجعان خود خدمت مى کرد: خدمت اجتماعى، سیاسى و آموزشى. وسعت و شدت هر یک از این وظایف و نقش ها از محلى تا محل دیگر تفاوت پیدا مى کرد و این اختلاف مربوط به مشخصات و کیفیات هر یک از آن نواحى بود.

مسجد به دلیل در دسترس بودن، محل مناسبى براى برگزارى و انجام مراسم گوناگون اجتماعى و مذهبى مسلمانان شد. گویند: حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)به گروهى از سودانى ها اجازه داد که با سپر و نیزه نمایشى در مسجد پیامبر اجرا کنند.

مسجد و سیاست

از همان اوایل، مسجد علاوه بر محل تجمع مسلمانان، محل امور سیاسى آن ها نیز بوده. خواست پیامبر(صلى الله علیه وآله)از ساختن مسجد هر چه بوده باشد، با پیشرفت اسلام، مسجد اهمیت بیش ترى پیدا کرد و مرکز سیاسى و مذهبى جامعه جدید گردید. در مسجد، مؤمنان براى عبادت به دور پیامبر(صلى الله علیه وآله) گرد مى آمدند و ایشان سخنان خود را که شامل تسلیم شدن در برابر اراده خداوند و اصول مربوط به زندگى اجتماعى بود بیان مى کرد و امور مذهبى و سیاسى مسلمانان توسط مسجد اداره مى شد.

ارتباط بین مسجد و سیاست به روش هاى متعدد انجام مى گرفت; یکى از آن ها این بود که پس از هر فتحى، مسلمانان سعى مى کردند مسجدى در وسط شهر و نزدیک محل اسکان حاکم شهر، که دارالاماره گفته مى شد، بنا کنند. در بعضى شهرها، مسجد به قدرى نزدیک به دارالاماره ساخته مى شد که دو ساختمان به یکدیگر ارتباط پیدا مى کردند و این ارتباط نزدیک نشان دهنده این واقعیت بود که حاکم شهر مسؤول مذهبى و سیاسى آن جامعه است. ساخت و جوهر اسلام در این است که مذهب و سیاست از هم جدا نباشند.

مسجد و قضاوت

«المسجدُ قصرُ العدلِ» تعبیرى است که طه الولى در کتاب المساجد فى الاسلام به کار برده است.

على(علیه السلام)، امیرالمؤمنین و خلیفه رسول الله(صلى الله علیه وآله) ایام معیّنى از هفته در مسجد جامع مى نشست تا بین مردم قضاوت نماید و در پرتو عدالت اسلامى، به حل و فصل اختلافات و منازعات مردم مى پرداخت.4

دائرة المعارف اسلام از کار قضاوت در مساجد به عنوان یک فعالیت سیاسى نام برده، مى نویسد: این واقعیت که مسجد به عنوان دادگاه قضاوت مورد استفاده قرار مى گرفت، نشان دهنده فعالیت هاى سیاسى مسجد بود; زیرا از ابتدا، در جامعه مسلمانان، صدور رأى به طریق حکمیّت از وظایف حاکم به شمار مى آمد و چون بنیانگذار اسلام، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله)، بیش تر اختلافات را در مسجد حل و فصل مى کرد، بنابراین، انجام این گونه امور، در مسجد پیش از تشکیل دادگاه هاى معمولى، از کارهاى عادى بود

مسجد و دانشگاه

مبالغه نیست اگر گفته شود که مسجد در گذشته، همان نقشى را داشت که دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالى کنونى دارند. اساطین علما، که مسلمانان به آن ها مباهات مى کنند، حیات علمى خود را در رواق هاى مساجد سپرى مى کردند و آن گاه که بهره کافى کسب مى نمودند، حلقات درس تشکیل مى دادند و به تعلیم مى پرداختند. از این رو مى توان گفت که مساجد مسلمانان در هیچ روزى از حلقه درس علما و طلاب خالى نبوده، حتى امروزه نیز در این زمینه، مساجد همچون ستارگان فروزانى مى درخشند و همه ساله هزاران استاد از این مساجد و مؤسسات وابسته به آن ها خارج مى شوند و به نشر اسلام و علوم اسلامى مى پردازند..

امام خمینى(رحمه الله)، بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران، در این زمینه نقش مسجد در صدر اسلامى بیاناتى دارند:

ـ «در صدر اسلام، مساجد، محافل و نمازها جنبه سیاسى داشته است. از مسجد راه مى انداختند لشکر را به جنگى که باید بکنند و به آن جایى که باید بفرستند; از مسجد مسائل سیاسى طرح ریزى مى شد ... مع الاسف، مساجد را ما کارى کردیم که بکلى از مصالح مسلمین دور شد و با دست ما، آن طرح هایى که براى ما ریخته بودند، پیاده شد.»

ـ «اسلام مساجد را سنگر قرار داد، وسیله از باب این که از همین مساجد، از همین جمعیت ها و جماعت ... همه امورى که اسلام را به پیش مى برد و قیام را به پیش مى برد، مهیا باشد.»

آموزش در مساجد

مسلمانان در نخستین قرن هاى هجرى، بیش از هر چیز، به بحث و تحقیق درباره قرآن و احکام آن و احادیث و روایات و درایت آن ها و زبان و فرهنگ عربى، که ملازم قطعى و دایمى دین بود، توجه داشتند. همه این کوشش ها فقط در راه تحکیم مبانى دین و نشر و تعلیم آن انجام مى گرفت. به همین دلیل، مراکز اجتماعات دینى براى مسلمانان، در حکم قدیمى ترین مراکز تعلیمى هم بوده است و حتى اگر بخواهیم از مدارس کهن کشورهاى اسلامى سخن به میان آوریم، باید مساجد را مورد توجه قرار دهیم و پس از آن هم که ساختن مدرسه براى تعلیم علوم شرعى معمول شد، معمارى مخصوص مساجد در آن ها مؤثر واقع گردید. باید در نظر داشت که پس از ایجاد و توسعه مدارس، مساجد نیز مانند سابق، جنبه تربیتى و تعلیمى خود را حفظ کرد. علت اساسى آن که مساجد به شکل مراکز آموزشى درآمد، تعلیم علوم شرعى بود. بنابراین، در درجه نخست، علم قرائت قرآن و تفسیر و حدیث و فقه در مساجد و همچنین تعلیم زبان و ادب عربى مورد توجه بود.

مساجد نهادهاى اساسى آموزش در زمینه هاى قرآن، احکام، اخلاق و علومى مانند کلام و فقه بوده اند. در پیوند با همین نقش آموزشى، به تدریج، مساجد عهده دار کتابخانه هاى عظیم و پر رونقى شدند که در برخى از شهرهاى ایران امروز نیز وجود دارد.

مساجد محل پرورش استادان بزرگى بودند که بعدها خود از علما و مدرسان بنام اسلام گردیدند. طى قرن ها، که تمدن اسلامى سیر نزولى خود را طى مى کرد، مساجد دیگر به عنوان یک نهاد اسلامى، نقش ها و کارکردهاى مذکور را ایفا نمى کرد. با توجه به تحولاتى که در اروپا رخ داده بود و در آن کلیسا صرفاً نقش عبادى داشت، در بازتاب این تحول فکرى بر جوامع اسلامى، در کشورهاى اسلامى نیز مساجد از نقش اصلى خود تهى گردید و تنها به یک بعد آن، که عبادت بود، توجه مى شد.

سایر منابع

حسین بن السید احمد الوافى، تاریخ الکوفه، النجف، المکتبة المرتضویه، 1356 ق

ابواسحاق هلال ثقفى، الغمارات، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشار

محمدحسین زوار، جنگ میان دولت مصر و گروه هاى اسلامى

عباس سعیدى رضوانى، بینش اسلامى و پدیده هاى جغرافیایى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1368

جلال الدین فارسى، انقلاب تکاملى اسلام، تهران، آسیا، 1357

جلال الدین مدنى،تاریخ سیاسى معاصر ایران،قم،دفترانتشارات اسلامى، بى تا

محمد بن محمد النعمان مفید، الارشاد، ترجمه محمدباقر ساعدى، تهران، اسلامیه، 1364

رحیم نوبهار، سیماى مسجد، تهران، ستاد اقامه نماز، 1375

رحیم نوبهار، کوى دوست، تهران، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى، 1376

مجله مسجد، ش. 1 ـ 35


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

لينك | نوشته شده در دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط کانون امام حسین(ع) نظرات ()